Free Web Hosting | free host | Free Web Space | BlueHost Review
 

به سایت محمد اشرفی خوش آمدید

 

اتحاد عمل نياز مبرم حق طلبي ميان معلمان ،كارگران، ... است    

در چند سال اخير سرنوشت آزادي – دموكراسي – عدالت – برابري و اصلاحات با سرنوشت معلمين گره خورده است البته نه اينكهسرنوشت قشرهاي ديگر با مقوله هاي نام برده منفصل شده باشد بلكه در مورد معلمان به دليل سقوط آنان به پايين ترين رتبه حقوق به گيري به بارزترين رابطه تبديل شده است بنابراين اين موضوع و گسترش بيكاري نيروهاي با سواد در جامعه باعث گرديده نه تنها به معلمين با ديد انساني نگاه نشود بلكه تلاش گرديده از سيل بيكاران به عنوان چماقي براي مرعوب كردن معلمان استفاده شود. در طي سالهاي اخير چه از طرف جناح اصلاح طلب وچه از طرف واپس گرايان روش هاي مختلف سركوب و ايجاد ترس و وحشت و فريب همچنين ايجاد نفاق در صفوف معلمان و ديگر نيروهاي چالشگر به وفور استفاده شده است معلميني كه دوسال قبل به دليل اعتراضات صنفي دستگير و زنداني شده بودند، اززندان تحت عنوان  عف آزاد شده اند ولي از وزارت آْموزش و پرورش اخراج گرديده اند. اين خبر چندين موضوع مهم را دردل خود دارد1 - اتحاد ميان اصلاح طلبان و واپس گرايان را درمقابل حق طلبي هاي مردم نشان   ميدهد كه چگونه براي حفظ خودشان زندگي انسان ها را نابود ميكنند.2- معلمان را كه براي بدست آوردن حقوق خود دست به اعتراض زده اند و در نظام اسلامي كه ادعاي نظام انساني را دارد دو سال در زندانها بسر بردند و زماني كه لطفي درخشان نسيبشان شده است براي ترساندن بقيه معترضين اخراج شده و زندگيشان را نابود ميكنند. 3-زمان اجراي چنين نقشه اي ازطرف نظام نشان دهنده آن است كه واپس گرايان واصلاح طلبان در ايجاد ترس و وحشت ميان عدالت خواهان كاملا" متحد بوده و هستند.4- با اين عمل نشان مي دهند كه آموزه هاي تاريخي ضد مردمي را به كار بسته اند كه مي گويد( بدي كن ولي وانمود كن كه خدمت ميكني) از يك سو آنها را از زندان آزاد ميكنندكه نشانه حقانيت معلمان است وحتي لازم است جوابگوي دوسال زندگي از دست رفته اي آنها باشد، اما برعكس با اخراج كردنشان پس مانده زندگيشان را كه با زنداني كردن نابود كرده بودند ،از بين ميبرند، وبا كمال پرروي وانمود ميكنند كه در حق آنها لطف كرده اند.   از طرف ديگر درادارات آموزش و پرورش و درميان معلمين شايعه كرده اند كه از خود معلمين بين معلمين جاسوس گذاشته اند.(هرچند اين امكان وجود داردولي بيان كردن وبزرگ نمودن آن در اين زمان خاص معناي خاصي دارد) ازاين طريق نيز ايجاد ترس و وحشت و نفاق در ميان معلمين ايجاد مي كنند تا اندك اتحادي كه ميان آنها ايجاد شده است بشكند تا نتواند د رايام به اصطلاح هفته معلم به اعتراضات خودت عمل كنند . با تمام اين مشكلات بايد اعتراف كرد كه صدها سال است كه حاكمان هميشه برعليه قشرهاي معترض وعدالت خواه جوامع از مقوله هاي – ايجاد ترس – فريب و ايجاد نفاق استفاده كرده اند ولي هميشه خودشان در نهايت مجبور شدند تاوان طرح هاي خود را جواب گو باشند اين بار نيز دير يا زود تاوان خواهند داد اما به شرط اينكه معلمان آگاهانه براي حفظ اتحاد خود در ميان صفوف خود هر چه بيشتر تلاش كنند 2- حق خود را فقط در افزايش اندك ريالي ندانند بلكه ضمن پيشبردن طرح پرداخت هاي هماهنگ در سطح كشور از حقوق ديگر قشرها نيز دفاع نمايند و همچنين عدالت اقتصادي را نه در افزايش ريالي حقوق بلكه در توزيع عادلانه ثروت جامعه و در نهايت حقوق انسانها را در تامين زندگي بدانند و بخواهند.3- زماني معلمان مي تواند به موقعيت و پيروزي درخواستهاي خود اميدوار باشند كه با قشرهاي ديگر اجتماع مانند دانشجويان – كارگران – دانش آموزان و بخشهاي آگاه عدالت خواه اساتيد دست در دست به مبارزه صنفي و عدالت خواهانه خودادامه دهند . از طرفي دانشجويان و كارگران و ديگر اقشار بايد به اين نتيجه برسند كه امروز ضعيفترين قشر درايران معلمان هستند و تا آنها به حقوق شان نرسند امكان رسيدن ديگر اقشار وجود ندارد و اين احقاق حق امكان پذير نخواهدبود مگر پس از ايجاد شدن تشكلهاي مستقل در ميان معلمان – دانشجويان – دانش آموزان و بخصوص كارگران(بايد در مورد تشكلهاي مستقل اين موضوع را به وضوح بيان كرد كه نيروهاي درون نظام نيز كاملا" به اين نتيجه رسيده اند كه در ايران به هيچ عنوان تشكل هاي مستقلي وجود ندارند و و جود تشكل هاي مستقل يكي از  آرزوهاي مردم ايران است و به همين دليل كانديدا هاوتشكيلات آنها درانتخابات براي فريب دادن مردم و سو استفاده كردن( از آرزوي داشتن تشكلهاي مستقل) در تمام دورهاي انتخاباتي كه هيچ وقت آزاد ودمكراتيك نبوده اند  شروع به ايجاد تشكلهاي مختلفي كه كلمه مستقل را با خود يدك مي كشند مي نمايندتا از اين طريق عده اي را به خود جلب كنند.( و هميشه نيز بدليل عدم وجود تشكل هاي مستقل واقعي موفق بودند.) حال اگر معلمان – دانش آموزان- دانشجويان و اساتيد روشن فكر و بخصوص كارگران بتوانند تشكلهاي مستقل تشكيل داده و از طريق تشكل هاي فوق مابين خود اتحاد عمل ايجاد نمايند ترفندهاي غير انساني موجود مانند يخ روي سنگ وسط ظهر تابستان آب خواهد شد. بنابراين مسير پيروزي درمقوله عدالت خواهي از ميان اتحاد نيروهاي اجتماعي بخصوص نيروهاي نام برده مي گذرد. و اگر مي گوييم بخصوص كارگران به دليل اين است كه اصطلاح طلبان و واپس گرايان وجودشان به اقتصاد بيمار ايران وابسته است وكارگران نيز در صف اول اقتصادي قراردارند ((به همين دليل است كه دو جناح نامبرده اعتراض صد نفر كارگر را بسيار خطرناك تراز ده هزارمعلم و دانشجومي دانند وباتمام توان تلاش ميكنند هيچ گونه اعتراضي از ميان كارگران برنخيزد واز شكل گيري تشكلهاي مستقل كارگري شديدا" جلوگيري مي كنند واجازه داشتن شورا – اتحاديه و سنديكا و ... به آنها داده نمي شود )) يعني ضربة كارگران حتي با تعداد اندك مي تواند بسيار محكم و آني باشد بنابراين معلمان، دانشجويان، دانش آموزان و كارگران اولين قدمشان بايد ايجاد تشكلهاي مستقل در صفوف خود و انحاد اين تشكلها با هم باشد. اميد است ،كه همين روزها خبر مذاكره ي تشكلهاي كارگري و معلمان براي اتحاد عمل در جامعه طنين انداز شود و اين امر زماني امكان پذير است كه دانشجويان و معلمان پيش قدم شوند چراكه كارگران بوسيلة گرانبارترين بندها به زنجير كشيده شده اند و امكان هيچ گونه تشكل آزدي ندارند و آنچه ظاهرا" به عنوان تشكلهاي كارگري ديده مي شود درواقع پنجه و بازوان اصلاح طلبان بر مبناي پايگاه فكريشان (اقتصاد آزاد و خصوصي  سازي)و واپس گرايان( با تفكر ارباب و برده داري)هستند،( كه البته هردوگروه دشمنان واقعي نيروهاي توليدند). سوال مهم وجالب اين است كه به پرسيم چرا باوجود خيل بسيار كارگر تنها تشكيلات كارگري موجود يعني خانه كارگردر هر حركت ظاهرا"اعتراضي از ميان صدها هزار كارگر فقط ميتواند كمتر از ده هزار را باخود همراه كند ،چرا كارگران به اين تشكيلات اعتماد ندارند؟ در حالي كه ظاهرا " هميشه معترض بوده است .هر وقت به جواب اين سوال پي ببريم براحتي متوانيم تحت فشار بودن كارگران را درك كرده ودشمنان كارگران و معلمان  را بشناسيم. همانگونه كه گفته شد مسير عدالت اجتماعي و اقتصادي – توزيع عادلانه ثروت و تامين زندگي از ميان اتحاد تشكلهاي مستقل قشرهاي مختلف مي گذرد.  امكان پذير شدن اين امر از نقطه ايجاد تشكلهاي مستقل كارگران حيات مي يابد. به اميد آن روز كه اتحادعملي كارگران، معلمان،دانشجويان ، دانش آموزان ، كارمندان و اساتيد روشنفكر زينت بخش حركت نيروهاي حق طلب جامعه باشد .

               محمد اشرفی                     1383/2/8