Free Web Hosting | free host | Free Web Space | BlueHost Review
FREE WEBHOSTING - SERVETOWN
 

به سایت محمد اشرفی خوش آمدید

 

 جنگ غنی وفقیر

امروزها در ایران مسائل بسیاری مطرح است که هر کدام به تنهایی آینده ای را رقم می زنند والبته همه آنها در سمت حمایت از سرمایه و آزادی اقتصاد ( در انحصار یک طبقه) حل وفصل می شود یا خواهد شد.بنابراین می توان آنها را در سطوح مختلف عملیات اقتصاد و سیاسی یک طبقه، طبقه بندی کرد:

1- موضوعی که صدای کمتری دارد ولی از همه مهمتر است چشم انداز بیست ساله و بودجه 83 است که ریشه وزمینه اقتصاد ثروتمندان را هر روز قویتر میکند.

2- مورد انرژی اتمی که دستاویز بین المللی در جهت گرفتن امتیاز برای اقتصاد بازار در سمت وسوی شرکت های چند ملیتی و کشورهای قدرتمند و طبقه بورژوازی جهانی و در همین حین حمایت از سرمایداری و بورژوازی داخلی به پیش می رود.

3- اعمال جنایت کارانه امریکا و همپیمانانش در سطح منطقه که در تراز بسیار مهمتر از 2مورد قبلی هستند. ودر سطح جهانی خود را نشان داده اند اما هنوز درسطح داخلی ایران واقعیت های زشت و وحشتناک خود را که بر علیه طبقات پایین جامعه خواهد بود نشان نداده است این مورد نیز دقیقا" در جهت حمایت از سرمایه و بازار آزاد و برعلیه زندگی اکثریت مردم از طرف شرکتهای چند ملیتی دیکته می شود و توسط بازوان مسلح سرمایداری (ارتش) کشورهای قدرتمند اجرا می گردد درحال پیشروی است و این مورد در واقع رهبری موارد دیگر را در دست دارد ولی از نظر ستادی هنوز خود را نشان نداده است .

4- تهدید اسرائیل برعلیه ایران تحت عنوان اینکه نیروگاه ایران را هدف قرار خواهد داد هر چند این مورد درطرح و نقشه سرمایه جهانی قرار ندارد ولی از چند جهت تمایل دارند که چنین اتفاقی به عنوان کاتالیزور ایجاد شود و سرمایداری جهانی نوعی تسهیل کننده می باشد اما بدلیل مسائلی که ظاهرا" در مسیر جهانی سازی اقتصاد و اقتصاد جهانی مانند تنشهای خاورمیانه قرار ندارد بنابراین مقبولیت جهانی نیافته است و این مورد بیشتر به نفع اسرائیل و امریکا تمام میشود بنابراین هم پیمانان امریکا نه تنها توجه زیادی نمی کنند بلکه بیشتر مواقع اسرائیل را تنها می گذارند که وجاهت جهانی آن را کم می کند و آقای خاتمی که خود را در میان حل مسائل و تهدیدات درسطح جهانی می یابد و تمام تلاش خود را به کار می برد که با آنها با متانت و در مسیر آزادی اقتصادی- جهانی سازی و حمایت از سرمایه، در همین حین حفظ حاکمیت و وضعیت موجود بکار ببرد وقتی تهدیداسرائیل را می شنود از روی شدت فشار می گوید اسرائیل غلط می کند نیروگاه ما را بزند.

چرا که ایشان می داند این مورد زیاد درمسیر جهانی سازی اقتصاد نیست جزء فشارهای بین المللی  نخواهدبود حالا وسط دعوا یک دیوانه ای هم پیدا شده و خود را برای تک جفتکی آماده می کند که باید  سریع و قدرتمند در مقابلش ایستاد و باید دقیقا" مانند خود اسرائیل جواب دندان شکنی به اوداد. اسرائیل اعتقاد دارد که اگر کسی به سوی شما سنگی پرتاب کرد شما باید به سمت او تیر شلیک کنید با چنین تزی فقط باید تند و سریع جواب داد تا دمشان را زیر کلاه صهیونیستی شان پنهان کنند.

5- مورد بعدی جایزه صلح نوبل برای خانم شیرین عبادی است شاید برخی بگویید چگونه است که این مورد می تواند با موارد قبلی در یک مسیر جمع آید این مورد نیاز به بررسی بیشتری دارد ولی همین قدر کلی میتوان گفت که جایزه صلح و جایزه ادبی  نوبل همیشه بارزترازبقیه جایزه های آن قشری و طبقاتی بودن تفکر - اندیشه و عملکرد اتحادیه اروپا را افشا ساخته است که دریک حمایت از بورژوازی داخل کشورها در زمانهای خاص عمل کرده است و این مورد نیز دقیقا" در همان مسیر همیشگی درحمایت ازاندیشه ها و فلسفه حمایت از سرمایداری پیش آمده است که قسمتی از برنامه جهانی سازی بوده است .

ولی یک مورد در نوشته ما به صورت تضاد دیده می شود از یک طرف می گویم حاکمیت فعلی ما در سمت حمایت از سرمایه درحرکت است از سوی دیگر می گویم درمقابل حمایت از سرمایه و فشارهای جهانی برای جهانی سازی و حمایت از سرمایه ایستاده است این تضاد چه توضیحی می تواند داشته با شد دریک جمله مورد فوق حل می گردد.

هم حاکمیت ایران با توجه به اندیشه در دو جناح در مسیر حمایت از سرمایه است و هم بازیگران سیاست جهانی.اما تفاوت در این است که بازیگران داخلی درقالب حاکمیت می خواهند با ارزش ها و اندیشه های خاص خود حمایت از سرمایه را انجام دهند ولی بازیگران خارجی و داخلی  از حاکمیت می خواهند این حمایت را درسیستم های جهانی یک کاسه کرده و به انجام برسانند بنابراین اختلاف در نوع طرح و سیتسم انجام حمایت از سرمایداران است نه در اصل حمایت. به هر دلیل موارد فوق نشان می دهند که یک جنگ جهانی و داخلی دارای تشکلهای بسیار که با حامیانشان در طرف دیگر ایستاده اند در جریان است و هر روز به تنش های بزرگتری نزدیک می شوند و من قصد نتیجه گیری ندارم به همین دلیل کم اهمیت ترین موضوع یعنی مورد جایزه صلح نوبل را از دیدگاه عمومی بررسی می کنیم.

در مورد جایزه ای که به خانم شیرین عبادی تعلق گرفت 4 برداشت یا چهار نوع اندیشه در سطح جامعه ایران وجود دارد:

1- عده ای بدون اینکه به مسائل فلسفی - اندیشه های مختلف و مسائل سیاسی و جنگ طبقاتی توجه بکنند از دریافت جایزه توسط خانم عبادی بسیار خوشحال شدند ونیازی به بررسی بیشتر نمی بینند.

عده ای این جایزه را نوعی مشروعیت مبارزاتی برای خود و همفکرانشان دانسته و این جایزه را دلیل درست بودن راه فلسفه و اندیشه خود وهم طبقاتی خود می دانند.

((در مقابل این دو موافق دو مخالف نیز وجود دارد))

3- عده ای که مشروعیت و مورد حمایت قرار گرفتن خانم عبادی و همفکرانش را رد مشروعیت خود و همفکران خود می دانند با دریافت این جایزه توسط خانم عبادی مخالفت می ورزند و شرایط تائید شدن خانم عبادی را با ارزش های موردقبول خود می سنجند که خوانش کاملا" مخالف می باشد. بنابراین جایزه فوق را ناحق می دانند این عده فقط بدلیل اینکه از سوی بورژوازی جهانی تحت فشار هستند باهرکس که مورد تمجید و تائید بورژوازی جهانی قرار بگیرد مخالفت می کنند تا زمانی که این تضاد با سرمایداری جهانی حل نشود چنین مخالتفهای ادامه خواهد داشت که البته بااستراتژی های جدید اقتصاد ایران تا یک دهه دیگر این مشکل کاملا" حل خواهد شد و آن زمان دیگر کسی از این قشر با جایزه صلح نوبل مخالفتی نخواهد کرد.

4- گروه دومی که ساز مخالف می زند متعلق به نیروهای است که دارای ریشه فکری و فلسفه چپ هستند (چپ واقعی ) این گروه ها با هر عملی که از سمت و سوی سرمایداری جهانی و داخلی به ظهور برسد مخالفت اندیشه ای و فلسفی دارند و اعتقاد دارند که سرمایداری جهانی و نئولیبرالیسم  جهت پیش برد جنگ فقیر و غنی به سود غنی از هم فکران خود در کشورهای مختلف و در زمانهای خاص به وسیله همین جوایز بخصوص صلح و ادبی  نوبل حمایت های فکری و روحی وروانی و بدنبال آن مالی میکنند بنابراین اهدای جایزه صلح نوبل به خانم عبادی را در مسیر حمایت ازنیروهای بورژوازی  داخلی ایران دانسته و می گویند این عمل حمایت عملی و پشتیبانی بین المللی  از گروهها و افرادی است که در مسیر تغییر قوانین کارو تعدیلهای ساختاری  عمل می کنند و با این حمایت های مادی و معنوی انگیزه بیشتری ایجاد می کنند. بنابراین این عمل در جنگ طبقاتی داخل ایران به نفع اغنا وبه زیان فقرا است و هر کس این گونه جوایز را همراهی کند آتش در خرمن فقرا می اندازد . این گروه به دلیل ریشه فکریشان که محورهای حمایت ازفقرا می باشد موسسات سرمایداری حتی خیریه های آنها را به عنوان تیپ های دشمن دیده و با آن به طروق مختلف به مخالفت بر می خیزند.

بنابراین درماجرای اخیر یعنی جایزه صلح نوبل خانم عبادی را نوعی حمایت از سرمایداری داخلی و دشمنی با فقرا قلمداد می کنند یکی از دلایل مهم دو گروه مخالف اهدا جایزه صلح به خانم عبادی این است که هر دو گروه می گویند افراد بسیار پرتلاش و مثبت تر از خانم عبادی درایران وجود دارند که اگر این جایزه بدون جانب داری از گروههای خاص توزیع می شد صد درصد به خانم عبادی تعلق  نمی گرفت و هر دو گروه افرادی را نیز مثال می زنند که شاید بتوان برخی از آن افراد را که مستحق تر از خانم عبادی برای دریافت جایزه فوق قبول کرد. ولی به هر دلیل در حال حاضر خانم عبادی جایزه اهدای اتحادیه اروپا را دریافت کرده است.

                                                                                                            محمد اشرفي