|
چه كسي انگيزه قوي براي جنايت دارد؟
براي بررسي يك جنايت كارآ
گاهان جنايي از فكر استانداردي استفاده مي
كنند. كه بر مبناي اين فكر افرادي كه
انگيزه جنايت را ميتوانند داشته باشند با
در نظر گرفتن ميزان سود مادي و معنوي طبقه
بندي كرده و هر كدام منافع بيشتري از
انجام جنايت مورد نظر بدست آورد. انگيزه
اورا قويتر دانسته و در بررسي جهت كشف
حقيقت فرد ياافراد فوق را در الويت قرار
مي دهند. و چون اعتقاد برا ين است كه حمله
به نيويورك و واشنگتن يك عمل جنايتكارانه
بوده است. بنابراين جنايت فوق را بايد از
روش كشف جنايت حل كرد مجموعه دلايل زير
ميتواند اثبات كنند، كه بخشي از حاكميت
امريكا طراح و دستور دهنده اوليه اي براي
جنايت فوق بوده اند. كه با رابطه غير
مستقيم مي توانستند از عوامل آرمانگراي
خارجي يا سر خوردگان داخلي براي اجراي
عمليات استفاده نمايند. واسطه اجرائي اين
عمليات كه طراحي جزئيات آن نيز به عهده اش
بوده مي تواند سيا به تنهايي يا قسمتي
ازآن با همكاري موساد باشد. همانگونه كه
سيا در سالهاي قبل توانسته اند گروههاي
تروريستي يونيتا در افريقا- كنتراها در
نيكاراگوئه و طالبان در افغانستان ...
راتوليد ، رهبري و تجهيز كنند . بنابراين
ميتواند گروههاي جديدي نيز براي اجرا طرح
اخير تشكيل داده باشد. يا گروههاي قبلي
بدون اينكه آنها بدانند طرح اصلي نقشه فوق
چه كساني هستند استفاده نمايند و اما
دلايل انگيزه قويتر عبارتند:
1-
كم شدن رشد اقتصادي امریكا كه 2/2 درصد مي
باشد كه درمقابل كشورهاي ديگر مانند چين
2/9 درصد است بسيار پايين مي باشد. امريكا
براي جلوگيري از ركود اقتصادي در طي سال
جاري شاخص بهره را 9 بار تا 12/7/80 كاهش
داده است، ولي كارساز نبود. رشد سريع
اقتصادي رقابتي مانند (اروپاي واحد- ژاپن-
جنوب شرقي آسيا و چين) آينده سياهي براي
امريكا رقم مي زند.
2-
كم شدن اعتبار سياسي و ديپلماتيك كه باعث
گرديده الف-اختيار كشورهاي زير سلطه را
از دست بدهد.ب- همياري كشورهاي همپيمان از
دست رفته است .ج- فرمانبرداري كشورهاي
همراه را از دست داده است .د- مهمتر از
همه سلطه اش نسبت به سازمان كم شده است
(مصداق بارز اين بند اجلاس دوربان است )
3-
خطر بسيار بزرگي به نام بيكاري كه در حال
حاضر 9/4 درصد بوده و همچنان درحال افزايش
است كه مسلما" به دنبال ركود اقتصادي،
شتاب افزايش آن بيشتر خواهد شد.
4-
غايب بودن بيش ازچهار هزار نفر يهودي در
ساختمانهاي تجارت جهاني درروز انفجار بر
حسب اتفاق (آيا واقعا"به دليل عيد بودند)
5-
دستگيري گسترده نيروهاي امنيتي فروشگاه پس
از انفجار.
6-
ناپديد شدن 4 هواپيما از 8 هواپيماي ربوده
كه هنوز اطلاع رساني نمي كنند.(چگونه
ميتوان قبول كرد كه 4 هواپيماي فوق از ديد
سيا وپنتاگون پنهان باشد. مگر اينكه
بپذيريم قسمتي از حاكميت با استفاده
ازتمام يا قسمتي از سيا و پنتاگون براي
پنهان كردن آنها يا فيصله دادن اين قضيه
همكاري دارند.)
7-
مشكلات پنهان دروني آمريكا كه به فرهنگ
ونظام سياسي آن بستگي دارد كه با بروز
مشكلات ركود و بيكاري با قدرت وحشت زائي
خود را نشان خواهد داد.
الف- وجود جونژادپرستي و تضادهاي زيستي
اجتماعي عميق ميان سياهان با سفيدها و
سرخها يا سفيدها كه نه تنها از بين نرفته
بلکه به دليل رونق اقتصادي پنهان شده است.
ب- وجود جو ميليتاريستي قوي سرمايه كه
درزمانهاي مشخص تحت فشارهاي اقتصادي و
اجتماعي براي فرافكني مشكلات فوق سريعا"
به ميلیتاريستي نظامي تبديل ميشود(نوع
آرايش نظامي نيروهاي امريكا در منطقه تنش
مي باشد. امريكا با بيان اينكه كشورها يا
با ما هستند يا دشمن ما ، همه دنيا را بر
سر دوراهي قرار داد واين همان تبديل شدن
ميليتاریستي سرمايه به ميليتاريستي نظامي
است و با اين عمل مي خواهد منطقه آسيا كه
طبق نظر اقتصاد دانان ، مركز تجارت جهاني
و قدرت اقتصادي جهان خواهد شد با ايجاد
مناطق تنش در اين نقاط از رشد آن جلوگيري
نمايد چون براي رسيدن به هدف(بن لادن يا
طالبان) هيچ نيازي به اين همه نيرونيست،
بلكه قصد جلوگيري از نفوذ روسيه و چين در
آسياي ميانه و به دنبال آن فرار سريه از
اين مناطق است .) ج- وجود احساس
ناسيوناليستي قوي كه در مقابل ضعفهاي جديد
امريكا حس شكست و حقارت پيدا كرده است .د-
نظام سياسي و حكومتي امريكا با داشتن دشمن
فرضي پايه گذاري شده است و بدون آن تهي و
بي معني جلوه مي كند با حركت فعلي اين خلا
را پر ميكند.«بروز نطفه هاي اوليه
نارضايتيهاي كوچك كه نشان از نيروي عظيم
خفته در زير خاكستر است. كه نتيجه سركوب
آزاديها با ابزارهاي ناپيداي حاكميت
سرمايه است و سرخوردگي بسياري از افراد
جامعه بدليل ناموفق بودن مبارزات اجتماعي
وسياسي كه به صورت قتل عامهاي هستريك در
شهرهاي مختلف امريكا نمود يافته اند.
مسلما" با ايجاد فشارهاي اقتصادي جديد
چندين برابر افزايش خواهند يافت.»
8-
نياز به مقابله با دادگاههاي جنايتكاران
جنگي (وقتي سازمان ملل از امريكا مي خواهد
كه حق عضويت خود ار كه سالها پرداخت نكرده
بپردازد. امريكا از سازمان ملل باج خواهي
مي كند. و مي گويد در صورتي بدهي خود را
پرداخت خواهيم كرد كه سازمان ملل تعهد
بدهد، ارتشيها و دولت مردان امريكاييها را
به عنوان جنايتكاران جنگي محاكمه نكنند.
اين باج خواهي زماني بيان مي شود كه چند
تن از امريكاييها به عنوانهاي مختلف از
طرف دادگاههاي خارجي احضار شده اند. اين
باج خواهي يك هدف مشخص را دردو زمان
متفاوت دنبال ميكند.1- امريكاييها كه در
گذشته مرتكب جنايتهاي بيشماري شده اند ولي
به خاطر قدرت فائقه امريكا محاكمه نشده
اند.2- امریكا مي داند براي حفظ حاكميت و
سلطه خود و ايجاد جهان تك قطبي و ايجاد
نظم نوين خود پرداخته مرتكب جنايات بسياري
خواهد شد. بنابراين لازم است چنين امتيازي
بدست آورد. مصداقهاي اين بند عبارتند
از:1- در خواست دادگاه عالي شيلی براي
بازجويي از هنري كيسينجر وزير امورخارجه
امريكا درمورد ترور يك روزنامه نگار
امريكايي در زمان كودتاي 1973 شيلي .2-
حكم احضاريه كيسينجر از طرف دادگاه فرانسه
كه مورد ناپديد شدن شهروندان فرانسوي در
شيلي توضيح مي خواهد. 3- دستور يكي از
قضات آرژانتين به كيسينجر كه پيرامون يك
محاكمه حقوق بشر در مورد طرح دولتهاي
امريكاي جنوبي براي آدم ربايي و قتل
منتقدان چپ در دهه 1970. 4- خانواده ژنرال
رنه اشيندر از كيسينجر و هلمز ويك كارمند
كاخ سفيد به عنوان دست داشتن درقتل ژنرال
شكايت كرده اند. 5- عده اي بسيار از
حقوقدانان جهان و سوريه به دادگاه بلژيك
بر عليه آريل شارون به عنوان جنايتكار
جنگي (قتل عام صبرا و شتيلا) شكايت كرده
اند كه جو جهاني براي احضار او آماده شده
است (نبايد فراموش كرد كه اسرائيل بدليل
نژادپرستي وقدرتش در لابي هاي آمريكا عجين
شده و مي توان يكي از ايالات امريكا به
حساب آورد.) بايد توجه داشت اگر قرار باشد
هر كدام از كشورها وقاضيها براي بررسي
جنايات دولتهاي گذشته جهان سومي و يا در
حال توسعه(كه در تمام آنها نظاميان و
دولتمردان امريكا دخالت مستقيم يا غير
مستقيم داشتند ) احضار شوند. به دنبال آن
تمام سياستمداران ونظاميان امريكا
جنايتكار معرفي خواهند شد.
9-
مخالفتهاي رو به افزايش براي جمع آوري
پايگاههاي نظامي امریكا در كشورهاي مختلف
كه پس از اين ماجرا تا مدتها ديگر بيان
نخواهد شد. بلكه با ايجاد پايگاههاي جديدي
تعدادي از بيكاران خود را براي مستقر كردن
درپايگاههاي جديد جذب خواهد كرد كه فشار
بيكاري را كم مي كند. (مسلما" جمع آوري
پايگاههاي فعلي براي امريكا ايجاد بيكاري
بيشتر وبه دنبال آن افزايش ركود را خواهد
داشت.)
10-
طرح دفاع موشكي كه اكثريت كشورها مخالف آن
بودند. مسلما" پس از اين مخالفت كم خواهد
شد يا حداقل افكار عمومي داخل امريكا آن
را خواهد پذيرفت. البته اين طرح
واقعا"براي امنيت و دفاع نيست بلكه هزينه
هاي اجرائي آن مي تواند سود سرشاري نصيب
سرمايه داران (حاكمان پشت پرده امريكا و
جهان) داشته باشد و از طرفي تا چندين سال
ركود اقتصادي امريكا را به عقب براند واز
طرف ديگر از شكل گيري قدرت اقتصادي آسيا
جلوگيري نمايد. (جنگ سردي ايجاد كند كه
براي سيستم هاي سرمايه داري ثبات وبراي
سيستمهاي غير سرمايه داري بي ثباتي ايجاد
نمايد).
11-
طرح منع آزمايشات هسته اي (مانند سپر
موشكي عمل خواهد كرد) كه چهل سال است هنوز
به تصويب نهايي نرسيده است و امريكا مانع
اصلي از اجرا شدن آن است هر چند در زمان
كلينتون اين طرح به صورت كليت امضا شد ولي
باند جديد(حاكميت فعلي امريكا سرسختانه با
آن مخالف است) و انفجار اخير آن را مدتها
به عقب مي راند. همينطور مي تواند علي رغم
درخواست جهانيان پيمان استارت2 (اي بي ام
) را بدون هيچ گونه مخالفتي فسخ نمايد.
بدنبال حملات تروريستي به امريكا سازمان
ملل متحد اجلاس جهاني بررسي معاهده منع
آزمايشات جامع هسته اي كه واشينگتن همواره
با آن مخالفت كرده است به تعويق انداخت.
(توسعه 31/6/80) امريكا كنفرانس منع
آزمايشات هسته اي سازمان ملل متحد را
تحريم كرد.(22/8/80)
12-
معضلی غير قابل حل (برمبناي خواست اسرائيل
و امريكا) به نام جنگ يا صلح در
خاورميانه.
13-
شبكه خبري اينترنتي الموند (پايگاههاي
هوايي سازمان آتلانتیك شمالي،ناتو)
دراسپانيا از حدود 4 ساعت قبل از وقوع
انفجارهاي امروز امريكا به حالت آماده باش
كامل درآمده بودند.
14-
جهاني شدن و ضد جهاني سازي(جبهه واقعي فقر
و غنا كه جهن سرمايه داري در سه اجلاس
اخير در بن بست بسيار شديدي قرار داشت )
ضمن اينكه هر روز قدرت ضد جهاني سازان
بيشتر و بيشتر مي شود. با اين حمله اخير
به عنوان يك بهانه مي توانند برعليه ضد
جهاني سازي نيز توطئه هايي طراحي و اجرا
كنند. اين كه جورج بوش مي گويد اين جنگ
است. درست است منتها اين جنگ تازه شروع
نشده و جنگ بین چند سازمان و گروه
تروریستی نیست بلکه این جنگ چندين قرن است
شروع شده و در هر زمانی با رویکرد خاصی
نمود یافته است. که رویکرد قبلی آن به
صورت جبهه شرق وغرب يا بنام جنگ سرد بوده
است ولي در حال حاضر با سرمايه داري جهاني
به صورت چهار رويكرد«بدليل بحران در حوزه
تئوريك جنوب پراكندگي بسياري دراين جبهه
ايجاد شده است.» مشخص مخالفت مي
شود.(اعضاي اين چهاررويكرد روي هم رفته
تشكيل جبهه جنوب را در مقابل شمال مي
دهند. ولي هنوز به تئوري مشترك كه بدنبال
آن آلترناتيو قوي ايجاد شود دست نيافته
اند بنابراين برخي رويكردهاي آن به صورت
انحرافي وبسيار شكننده عمل مي كنند حتي
برخي وقتها هدف اصلي در آنها ناپديد
ميگردد.) 1- كشورها و جنبشهايي كه غير
سرمايه داري هستند.2-سازمانهاي تشكيلات
جهاني سازان (تشكلهاي اسلامي- احزاب
سوسياليست – احزاب كمونيست آنارشيستها-
سازمانهای محیط زیستی- احزاب سبزسازمانهای
بدون مرز و...)3- مبارزه در درون سازمان
ملل كه هر وقت مسائل مهم جهاني مطرح جهاني
مي شود دولتهاي پيشرو مسلط مي گردند مانند
اجلاس دوربان. 4- مبارزه مسلحانه كه از
ديد غرب تروريست ناميده مي شود(البته
طيفهاي منزوي و هدف گم كرده به آرمانهای
غير جنوبي غير اصولي تن داده اند كه بيشتر
به سود سرمايه داري تمام مي شوند) هر چند
ظاهر عمليات تروريستي است ولي درواقع پشت
اين عمليات اهداف مبارزه با استثمارگران
قراردارد ولي در مورد برخي انجام آن
انحرافي است هر چند به دليل بحران در حوزه
تئوريك و در نتيجه نبود استراتژي جهاني
وآلترناتيو مشخص پراكندگي و اقدامات در
حوزه هاي انحرافي فعلي اجتناب ناپذير است
تا زماني كه جبهه جنوب نيروهاي خود را
حول محور استراتژي مشخص و اهداف روشن شفاف
منسجم كند. از طرف ديگر پايان رويكرد
تروريستي بدست حكومتهاي غربي امكان
ندارد. چون زمينه سيستم حكومتي غربي بدليل
راندن بسیاري از نيروهاي جامعه به حاشيه
اجتماع و واداشتن انها به حاشيه نشيني و
منفعل بودن خود دائما"آبستن رويكرد
تروريستي است . مشكل زماني بارزتر خواهد
شد كه بدليل عدم وجود روش ديگر مبارزه
رويكرد تروريستي قبح خود رااز دست بدهد و
مشروعيت عمومي بدست آورد. آن وقت هر
مبارزی (تروريستي ) زمين بيافتد چندين نفر
راهش را ادامه خواهد داد.
15-
جهان سرمايه داري در اجلاس جنوا و اجلاس
دوربان مجبور شده است به صورت زبانی متعهد
گردد براي كم كردن عمق شكاف شمال و جنوب
اقدامات عاجل نموده و وامهاي بلاعوض
پرداخت نمايد كه اين براي بخشهايي از
امریكاغير قابل قبول است.
16-
در مسير ساختن جهانی تك قطبي مشكلات بسيار
زيادي است كه براي مبارزه با آن مشكلات،
چنين زمينه جنگي بايد ايجاد مي شد تا
امريكا بتواند ضمن تحميل جهان تك قطبي از
ايجاد شدن جهان چند قطبي جلوگيري كند.
17-
نمايش فيلم پايكوبي وجشن مردم فلسطين (در
سي ان ان) كه در سال 1991 انجام شده بود و
در آرشيو بوده است نمي تواند بدون دليل و
اتفاقي رخ داده باشد مگر اينكه قسمتي از
طرح و نقشه اين پروژه عظيم باشد كه چند
ساعت بعد از انفجارهاي 11 سپتامبر انجام
شده تا افكار عمومي را براي حركتهاي بعدي
نقشه تهيج نمايد . وقتي چنين تفكري در
ميان آمريكا بيان وجود دارد كه از هر
موضوعي جهت انحراف افكار استفاده كنند پس
بعيد نيست كه براي رسيدن به اهدافشان به
هر كاري دست بزنند.
18-
درسال 1999 ليلي هلمز از طرف طالبان به
مقامات آمريكا پيغام داد كه حاضرند كليه
وسايل الكترونيكي و مخابراتي بن لادن را
به امريكا بازگردانند ولي امريكا قبول
نكرد.
19-
درابتداي سال جاري(2001)رحمت ا.. هاشمي
نماينده تام الاختيار طالبان باحضور ليلي
هلمز با ماموران سيا و وزارت خارجه آمريكا
ملاقاتي انجام مي دهند كه در آن جلسه مي
گويد طالبان حاضرند بن لادن را براي مدتي
دريك جا ثابت نگهدارند تا امريكا بتواند
با فرستادن موشكهاي كروز او را به قتل
برساند ولي امريكا نمي پذيرد.
20-
تعدادي از جعبه هاي سياه هواپيماها پیدا
شدند ولي از مدارك ضبط شده درآنها ديگر
هيچ خبري درز نكرده است (از طرف ديگر رئيس
جمهوري آمريكا گفت: مدارك مربوط به اسامه
بن لادن را فاش نخواهيم كرد) هيچ شكي وجود
ندارد يا برعليه طالبان مدركي ندارد ويا
مدارك موجود در رابطه با طالبان افراد
داخلي و طراحان اصلي كه امريكايي هستند را
نيز افشا مي كند.
21-
روزنامه تلگراف چاپ لندن در 17
سبتامبرنوشت (يك ماه قبل از حملات 11
سپتامبر، گروهي از مقامات برجسته موساد به
واشینگتن سفركردند تا مقامات سيا واف بي
آي را در جريان طراحي يك حمله عظيم به
آمريكا بگذارند) بايد قبول كرد اگراين
حمله توسط تروريستهاي خارجي انجام مي گرفت
د رمدت يك ماه صد در صد شناسايي و دستگير
مي شدند.
22-
در حمله 11 سپتامبر سه گروه ازاسرائيلي ها
كه مظنون به همكاري به موساد بودند دستگير
شدند.
23-
روزنامه هاآرتص 18 سپتامبر گزارش داد پنج
اسرائييلي بدليل رفتار عجيب از سوي اف بي
آي دستگير شده اند.
24-
دو ساعت قبل از حمله 11 سپتامبر پيامي
مبني بر انجام يك حمله قريب الوقوع به يك
شركت اسرائيلي در تل آويو ارسال شده
(سايت اينترنتي واشينگتن پست). نام شركت
فوق اوديگواست واز طريق پست الكترونيكي
توسط موساد به مظمون اينكه به ساختمانهاي
مركزي تجارت جهاني در نيويورك حمله خواهد
شد. (كيهان به نقل از باتيس 30/7/80 )
25-
درسال 1993 از سوي مقامات امريكا موساد به
حمله برعليه ساختمان تجارت جهاني متهم شد.
نوروز 16/8/80 (در اين گونه موارد موساد
يد بيضايي دارد).
26-
به نوشته روزنامه تايمز اتهامات جدي 68
صفحه اي كه توسط 60 افسر مركز مطالعات
تجهيزات پيشرفته آمريكا تنظيم گرديده و به
مقامات ارتش آمريكا ارائه شده است. كه
دراحتمال حمله از طرف موساد بوده است .
موضوع مهم اين است مقدار مداركي كه بر
عليه اسرائيل و خود امريكا درمورد حمله
اخير وجود دارد بسيار بيشتر از مداركي است
كه برعليه طالبان وجود دارد و ضمن اينكه
شكي دراين كه بن لادن و دار ودسته اش
تروريست هستند وجود ندارد ولي حتي اگر
بپذيريم كه دار و دسته بن لادن دراين حمله
شركت داشتند باز بايد بپذيريم كه طراح
اصلي حمله از امريكا با همكاري موساد بوده
است و بن لادنيها فقط اجرا كننده بودند و
بس.
27-
كارشناسان مسائل سياسي ارتش امريكا
معتقدند سازمن جاسوسي اسرائيلي (موساد)
ميتواند منافع امريكا را هدف قرارداده آن
را طوري جلوه دهد كه يك اقدام عربي-
فلسطيني بنظر بيايد. اين نوشته مربوط به
گزارشي است كه 10 سپتامبردر روزنامه
واشينگتن تايمز به چاپ رسيده بود كه به
وسيله روزنامه الشرق الاوسط تكرار شده
است.(16/7/80 نوروز)
28-
پروژه 11 سپتامبرميتواند بهانه اي براي
آزمايش كردن كشفيات جديد امريكا كه مربوط
به سلاحهاي انفجاري و ميكروبي باشد به دست
آمده كه در حال حاضر همينطور شده است.
(حمله ميكروبي امريكا به افغانستان مي
تواند بدنبال خود سياست زمين سوخته را
داشته باشد كه دنباله سياست قديمي امريكا
است و آزمايش سلاح هاي بيولوژيكي باشد كه
در ويتنام – امريكا لاتين و عراق آزمايش
مي كرد و حالا در افغانستان مورد آزمايش
قرار دهد و موضوع سياه زخم در امريكا را
جهت گمراه كردن اذهان عمومي به كار مي
برد.) روزنامه نيويورك تايمز نوشت:جت
جنگنده گلوبال هاوك كه هنوز توسعه آن تمام
نشده به خط مقدم جبهه افغانستان فرستاده
شده است. جنگنده هاي اف اي 18-ب 52 مقر
صليب سرخ را اشتباهي بمباران كردند وب 52
بمبهاي 500 پوندي و موشك اي جي ام 130- با
لگردها انواع مختلف موشكها و موشكهاي كروز
از زمين و هوا ،بمبهاي خوشه اي وشيميايي
برعليه افغانستان استفاده مي شود كه با
اطمينان مي توان گفت امريكا تمام سلاح هاي
خود را درافغانستان مورد آزمايش عملي
قرارداده است.
29-
درسال 1977 هفته نامه يواس نيوز
اندورلدريپوت مي نويسد رئيس ضدتروريسم اف
بي آي مي گويد: (سازمان فدرال امريكا
درحال حاضر 900 تحقيق را در مورد گروههاي
مسلح امريكا در دست بررسي دارد ويك انفجار
ديگر مثل اوكلاهماسيتي مي تواند فردا
بوقوع بپيو ندد.)
30-
تيموتي مكوي:عامل بمب گذاري وانفجار در
ساختمان فدرال امريكا در اوكلاهماسيتي كه
در مصاحبه 16 مارس سال2000 با شبكه سي بي
اي داشت ازهيئت حاكمه امريكا شديدا"
انتقاد ميكند ومي گويد: اقدامات خشونت
آميز عليه اهداف دولتي يك انتخاب قابل
قبول براي كنترل دولت است. از او مي پرسند
آيا خودت از طرفداران خشونت هستيد مي
گويد: «وقتي دولت امريكا معلم باشد انتخاب
قابل قبولي است »حوالي درياچه ميشيگان كنت
وودكاك معروف به ژنرال رهبر چريكهاي آزاد
آمريكا ميگويد:توماس جفرسون گفته است كه
هر20 سال يكبار انقلاب، حكومت را سالم
نگهميدارد، و ما بيش ا ز200 سال است
انقلاب نكرده ايم . ژنرال و چريكهاي آن
اعتقاد دارند دولت امريكا بسيار قوي شده
است و قدرت فساد مي آورد، بنابراين بايد
با آن مبارزه كرد. او ميگويد:ما قدرت
دولت فدرال را می شكنيم به واشنگتن هجوم
مي بريم و در كاخ سفيد مستقر مي شويم.
«چريكهاي آزادي درحال حاضردر 47 ايالت
امريكا گسترده شده اند و از طريق اينترنت
با هم در ارتباط هستند. گروه ديگري بنام
الوهيه(به معني شهرخدا) است كه رهبر اين
گروه به استناد انجيل ميگويد: دولت ايالت
متحده همان دجال است (موجود آخرالزماني و
ضد مسيح ) و ميگويد: دولت فدرال بيش از
اندازه قوي شده است و اين باعث عقب افتادن
ظهور مسيح مي شود، چون مسيح زماني ظهور
ميكند كه دولت فدرال ضعيف باشد، مبادا كه
دوباره به صليب كشيده شود به همين دليل
تلاش مي كنند دولت امريكا را ضعيف كنند.
يك استاد علوم مذهبي در كاروليناي شمالي
مي گويد:انجيل تصريح دارد كه امريكا قدرت
شيطانی است . او به باب يوحنا اشاره مي
كند، دولتي درآخرالزمان توصيف شده كه چون
شيطان بزرگ در حاليكه فساد وبي حرمتي
مقدسات برپيشانی آن حك شده ، بر تمام
ملتهای جهان حكومت خواهد كرد. تمام كارهاي
كه دولت بر عليه مقدسات انجام مي دهد باعث
مي گردد آخر دنيا ديرتر برسد ولي با نزديك
شدن به پايان دنيا بايد عليه دولت فدرال
خروج كرد0(خروج برعليه دولت فدرال مربوط
به اعلاميه سينه چاكان آزادي امريكا است )
موسسه كلن ويچ در سال 2000 گروهها وفرقه
هاي معتقد به مشي مسلحانه بر عليه دولت
امريكا را (درداخل ) 500 گروه ثبت كرده
است0 كه در مجموع سه ميليون عضو دارند. كه
عده اي از آنها عبارتند از: كله پوستيها-
پسران گشتاپو- الوهيم- سربازان خداوند-
ديويد يان- گروه ميثاق با شمشير- رزمندگان
سپاه خدا- چريكهاي آزادي- ائتلاف پروتستان
كاتوليك – فينه اس – ادونتيست هاي روز
هفتم – كمونيسم موقت- خدمتگزاران مسيح-
سينه جاكان- فاميلي فوروم – شبه نظاميان
افعی- راهووا- جوانمردان مسيحي – سپاه
برگشت- كنوانسيون باپتيست هاي جنوب- كيان
مسيحي- ملت آريايي- آزاد مردان – شبه
نظاميان كوهستان – مبارزات كرووات – روبی
ريچ – اودی نيتها- جوانان شورشي- مليشياي
ميشيگان – ميليشياي مونتانا- ميليشياي
تگزاس و... . در دهه 60 كه مصادف بودبا
ضعيفترشدن اقتصاد امريكا و قويتر شدن دولت
آن كه در نتيجه وخامت اوضاع عده اي از
سياست و جامعه بريدند. كه يكي از آنها
هيپيها بودند. كه از دولت سلب اميد كرده و
دسته به دسته درمزارع كمونهای مختلف تشكيل
دادند(زندگي اشتراكي- زنان و كودكان
اشتراكي و غيره) و گروههاي نيز به راه
بردهاي خشن روي آوردند. اين دهه نطفه هاي
مبارزات مسلحانه درامريكارا با خود داشت.
از جمله (چپ گرايان واقليتهاي نژادي به
تعارض مسلحانه با دولت پرداختند. البته
بروز مبارزات مسلحانه در دهه شصت امريكا
نتيجه ركود اقتصادي كه خود پيش درآمد
سركوب و سرخوردگي بوده است. اما اف بي آي
توانست تا آخر دهه هفتاد نبض اين گروهها
را بدست گرفته وآنها را اندك اندك مضمحل
كند. در دوران ريگان نوع جديد مبارزات
مسلحانه شروع شد. كه منشا آن نه گروههاي
چپ بود نه اقليتهاي نژادي و درابتدا
مبارزان پراكنده بودند، ولي همگي وظيفه
خود را در ضديت با اقتدار دولت ميدانستند
. فعاليت نوع جديد در اواسط دهه هشتاد
آغاز شد و ريگان براي اولين بار طرح ضد
تروريسم و امنيتي داخلي را به اجرا
درآورد كه اين اعتراف به وجود مخالفتهاي
افراطي در داخل بود. و درسنا كميته به نام
تروريسم وامنيتي داخلي تشكيل شد. تمام اين
گروهها در امريكا راستگرايان افراطي
ناميده مي شوند(كتاب ويليام پيرس به نام
خاطرات ترنر كه زماني كتاب مقدس
راستگرايان افراطي محسوب ميشد دراين كتاب
نوشته شده است "مخالفان دولت به ساختمانها
ومراكز دولتي حمله مي كنند، آنها برآنند
تا امريكا را ازوجود سياهپوستان ويهوديان
پاك كنند و امريكاي آزاد بنا نهند ( نبايد
فراموش كرد كه قرار بود مك وي درست در روز
11 سپتامبر 2001 به جرم بمب گذاري در
ساختمان اف بي آي اوكلاهما سيتي اعدام
شود) طيف اجتماعي راستگرايان افراطي بيشتر
دهقانان وبخش پاييني طبقه متوسط هستند و
درايالاتي زندگي مي كنند كه از نظر صنعتي
وكلان شهري پيش رفت كمتري دارند مانند
ميشيگان- تنسي- تگزاس- پنسيلوانيا-
آيداهو(مناطق جنوبي و ميانه امريكا) و اين
افراد سواد اندكي دارند و بيشتر بنيادگرا
هستند كه مي خواهند انجيل كلمه به كلمه
اجرا شود. و مي گويند سياست بايد تابع
انجيل باشد ولي گروههاي چپگرا كه در دهه
هاي 60 و 70 بودند اغلب از افراد تحصيل
كرده، شهري وبا گرايشهاي روشنفكري بودند و
در شرق وغرب(مناطقي كه داراي كلان شهرها و
صنعت دارند) زندگي مي كردند. استنديو
برلينگتون كارشناس مسايل تروريسم مي گويد
گروههاي افراطي در امريكا وجود دولت فدرال
را غير قانوني مي دانند وآن را به زير پا
گذاشتن قانون اساسي و آزاديهاي فردي متهم
مي كنند.(ماهنامه همشهري شماره 9 آذر 80 )
31-
روزنامه نواي وقت به نقل از رسانه هاي
كانادا گزارش داد:برخي منابع امريكا
ازحمله سازمانهاي اطلاعاتي محرمانه نظامي
امريكا و سازمانهاي جاسوسي موساد را به
دست داشتن در وقايع تروريستي نيويورك و
واشنگتن متهم كرده اند دراين گزارش كه به
مقامات بخصوص بوش داده شده است علاوه بر
اسرائيل از لابي هاي يهودي نام برده شده
است كه در وقايع اخير دست دارند.
32-
آگوست پرادتو كارشناس و تحليل گر امريكايي
در اتريش گفت :اين حمله 6 سال است در حال
طراحي وبرنامه ريزي بوده است كه اين كار
از افراد و گروههاي خارجي بر نمي آيد، مي
گويد همان طوري كه تروركنندگان جان اف
كندي هيچ گاه معلوم نشد. طراحان حمله به
نيويورك و واشنگتن نيز معلوم نخواهد شد
بلكه با هياهوي عده اي را محاكمه يا
خواهند كشت(27/6/80 كيهان )
33-
اف بي آي بسياري از ماموران امنيتي
فرودگاه رادستگير كرده است كه به بهانه
مرخصي روز حادثه سركار حاضر نشده بودند.
34-
آريل شارون هفته قبل ازحادثه سفر خود
را(كه براي شركت در جلسه يهوديان نيويورك
بود) به امريكا به توصية شاياك لغو كرد.
35-
هندوستان تايمز:جورج دبليو بوش جند هفته
قبل ازحادثه طالبان و اسامه بن لادن را به
حمله نظامي تهديد كرده بود(بايد پرسيد
اگربوش ميدانست در 11 سپتامبر عوامل بن
لادن قرار است حمله انجام بدهند پس چرا
جلوگيري نكرده است و اگر نمي دانست
حادثه11 سپتامبر دركجا و چگونه اتفاق
خواهد اقتاد يعني از طرح – طراحان ومجريان
آن شناخت كامل داشت و از هدف آن كه بهانه
قرار گرفتن بود اطلاع دقيق داشته است كه
دراين صورت خودخبري از طراحان مي باشد.
36-
از اعترافات كه بايد مد نظر قرار گيرند كه
نتيجه نظام سياسي امريكا است چند نمونه مي
توان مثال زد 1- 24 جولاي 1998 سفيدپوستي
41 ساله به نام روسل وستون وارد طبقه اول
ساختمان مجلس نمايندگان شد و با شليك 5
گلوله 2 افسر پليس را كشته و 5 نفررا زخمي
كرد. 2- 15 جولاي 1998 سه جدايي طلب
ايالات تگزاس كه قصد داشتند رئيس جمهور
وبرخي از مقامهاي رسمي امريكا را با تزريق
يك نوع ويروس كشنده به قتل برسانند دستگير
شدند. 3- 12 آگوست 1999 يك مركز
صهيونيستها در لس آنجلس هدف حمله مسلحانه
يك مرد امريكايي به نام بوفورفيور
قرارگرفت كه درجريان ان 5 نفر زخمي شده و
70 گلوله نيز به ديوار ساختمان شليك شد.
4- 21 نوامبر سال 1998 و 1999 هزاران نفر
در جورجيا خواستار تعطيلي «مدرسه
ديكتاتورها و آدمكشها» شدند. (اين مدرسه
سالانه، 900 نفر از نظاميان امريكا و
امريكاي لاتين را براي عمليات شكنجه و
سركوب مردم آموزش مي دهد و به همين خاطر
مردم امريكا آن را مدرسه آدمكشها مي
نامند.5- اول ودوم دسامبر 1999
خبرگزاريهاي رويتر وفرانسه از موج اعتراض
مردم امريكا عليه سرمايه دراي خبر دادند و
اعلام كردند كه برقراري حكومت نظامي
درسياتل امريكا ودرگيريهاي مردم با پليس
شهر به منطقه جنگي تبديل شده است. 6- 12
تا 18 آوريل سال2000 آماده باش جنگي
درواشنگتن براي كنترل هزاران مخالف جهاني
سازي اقتصاد كه به درگيريهاي خونين
انجاميد.7- 15 و 16 آگوست سال 2000
تظاهرات هزاران امريكايي عليه سياستهاي
تبعيض آلود دولت وهجوم پليس به
تظاهركنندگان بي دفاع.
37-
استيون كول«مدير برنامه سياست بين المللي
دانشگاه مريلند طي اظهاراتي در دسامبر
1997 گفت: در امريكا طبقه اي كه قدرت را
به دست دارد يا به افكار عمومي اهميت نمي
دهد وبه غلط آنها را تعبير مي كنند ويااز
آنها سوءاستفاده مي كنند. گوروايدال
نويسنده و روشنفكر امريكايي درمصاحبه با
روزنامه آلماني «فرانكفورترالگماتيه» مي
گويد: رهبري ايالات متحده آمريكا كه مالك
اين كشوراست بايد جنگ را به راه بيندازد
وگرنه پول لازم براي پنتاگون را دريافت
نخواهد كرد. بنابراين بسيار اهميت دارد كه
ما دشمن داشته باشیم و به همین خاطر
پیوسته و از نو دشمن تراشي مي كنيم.
برعكس اهالي امريكا حتي نمي دانند كه اين
كشورهاي دشمن در كجاي نقشه جغرافيايي
قراردارند. ما سيستم آموزش عمومي نداریم
وامريكاييهاي معمولي تقريبا"كاملا" بي
سوادند. البته طبقه اعيان با سواد است ولي
در اثر تبليغات كرو كور شده است» او
همچنين مي گويد: از سال 1949 تاكنون هيچ
كشوري به ما حمله نكرده است. در اصل ما
بوده ايم كه اول به آنها حمله كرده ايم و
هميشه بهانه اي براي حمله به آنها در دست
داشته ايم و اين كشورها تروريستها را پناه
مي دهند يا درصددند از جهان آزاد خارج
شوندو ... با اين استدلال رئيس جمهور
پيشين امريكا يك كارخانه آسپرين سازي در
سودان را بمباران كرد. ماحكومتي كه
نماينده آراي مردم باشد نداريم و حزب
سياسي نداريم سيستم تك حزبي داريم، حزبي
كه از دو جناح راستگرا تشكيل شده است يكي
دمكرات و ديگري جمهوري خواه و هر دو به
وسيله شركتهاي بزرگ تغذيه مي شوند. هزينه
تبليغات هر نماينده پارلمان يا سنا كه
مبلغ هنگفتي است به وسيله شركتهاي بزرگ
پرداخت مي شود و يك سناتور كاليفرنيايي
معمولا"نماينده موسسات فضانوردي، جنگ ،
هواپيماهاي موشك انداز وسلاح اتمي است .
38-
در 11/9/1378 نيويورك تايمز گزارش داد 100
هزار سرباز امريكايي از صدمات مغزي در
خليج فارس و بيماري مرموزي كه نظاميان
امريكايي پس از جنگ مبتلا شده اند خبر
دادند.
39-
در تاريخ 2/3/1379 واشنگتن تايمز درباره
افزايش خودكشي در ارتش امريكا اخباري را
منتشر كرد.«ارتش امريكا با معضل خودكشي
نيروهايش مواجه شده است» و نوشت طبق آمار
تعداد خودكشي در ارتش در سال 1999 پنج
برابر سال 98 شده است و در سال 2000
افزايش بيشتري دارد و نوشت روند استعفا
درارتش كه بالا گرفته است باعث نگراني شده
است طبق اعلاميه ارتش 500 هزار رده شغلي
درارتش بدون عامل (اداره كننده ) باقي
مانده است.
40-
اف بي آي از نفوذ به مدرسه هاي پرواز
اطلاع داشتند و مقامهاي دولتي مي دانستند
كه افراد بن لادن از سال 1996 آموزش مي
بينند.
41-
توقف كاميون سفيد رنگي كه5 سرنشين
اسرائيلي داشت روي پل نيويورك كه قصد
انفجار پل نيويورك را داشتند در 11
سپتامبر به نوشته (الزمان) كه البته با
اين پنج تن هيچ كس غير از كنسول گري
اسرائيل ملاقات نكرده اند.
42-
راديو بين المللي فرانسه اعلام كرده است
لاري ميچل مامورمحلي دستگاه اطلاعاتي
امريكا روز 12 جولاي سال 2001 ميلادي
دربيمارستان امريكايي دوبي با بن لادن
ملاقات كرد اين ملاقات دوماه پيش از
سوقصدهاي يازده سپتامبر نيويورك و واشنگتن
در حالي انجام گرفت كه بن لادن از مدتها
پيش تحت تعقيب پليس بين المللي قرار داشت
و دو قطعنامه در شوراي امنيت سازمان ملل
متحد درباره دستگيري و استرداد او به
تصويب رسيده بود(وقتي اين موضوع و
موضوعهاي مذاكره طالبان باامريكا براي
تحويل لوازم الكترونيكي بن لادن به
امريكا، يا يكجا نگهداشتن او تا امريكا
بتوانند با موشك اورا بكشند و ... كنارهم
قرار دهيم نتيجه خواهيم گرفت كه امريكا
قصد دستگيري و نابودي بن لادن را هرگز
نداشته، بلکه طبق گفته آگوست پرداتو شش
سال است كه عمليات حمله 11 سپتامبر طراحي
مي شده است بنابراين بن لادن بعنوان ابزار
بهانه بايد آزاد و زنده باقي مي ماند. تا
امريكا بتواند با بهانه قراردادن او
عمليات سلطه گري خود را توجيه كند. يك
روزنامه پاكستان نوشت:مذاكرات براي تشكيل
يك نيروي ضد طالبان جديد موسوم به ائتلاف
جنوب كه احتمالا" قبايل پشتو در دو طرف
مرز ميان افغانستان و پاكستان در آن حضور
دارند در جريان است . روزنامه فرانتي پرست
نوشت: رؤساي قبايل پشتو قصد دارند نيروي
مسلح جديدي براي مبارزه با طالبان در شرق
افغانستان به وجود آورند. پيامد اين
حركتهاي امريكا و پاكستان مي تواند منجر
به 1- ايجاد طالبان جديد 2- ادامه جنگ
داخلي 3- تجزيه افغانستان، كه به زیان
پاكستان نيز به دليل پيوستن قسمت پشتو
نشين آن به ائتلاف جنوب خواهد بود. 4-
ادامه ي تنش كه امريكا در آينده به آن
نياز دارد(جام جم 22/8/80 ) امریکا مایل
نیست که طالبان بطور کامل از بین برود.
امریکا گفت: طالبان باید بماند. الکساندر
ورشباو سفیر امریکا در روسیه گفت: بعضی از
اعضای گروه طالبان می توانند در دولت
آینده افغانستان نقش ایفا کنند.(جام جم
5/8/80) يونگه ولت 19 نوامبر 2001 مي
نويسد:به هر حال تقدير تلاش ايالات متحده
امريكا براي حاكم ساختن ظاهر شاه در
افغانستان نمايانگر آن است كه امريكاييها
در حقيقت اعتقادي به دمكراسي ندارند.
تقريبا"تمام كشورهاي منطقه كه از آنها به
عنوان متحدان ايالت متحده نام برده مي شود
همان قدر با دمكراسي فاصله دارند كه زمين
از ماه فاصله دارد، اگر واقعا"امريكاييها
دلمشغولي دمكراسي را دارند پس چرا سياست
خارجي آنها طي پنج سال اخير بر حمايت از
ديكتاتورها، حفظ آنها در قدرت و ارسال
انواع اسلحه براي آنان تاكيد كرده است ؟
از جمله اين ديكتاتورها ميتوان به ماركوس
در فيليپين، سوهارتو در اندونزي – دو
واليردر هائيتي- موبوتو در زئيروبسياري
ديگر اشاره نمود. البته براي پي بردن به
جايگاه دمكراسي در نزد امريكاييها نيازي
نيست كه تاريخ را زيرو رو كنيم با نگاهي
به انتخابات اخير در ايالت فلوريدا هم
درمي يابيم كه حمايت امريكاييها از
دموكراسي در كشورهاي ديگر و تلاش براي
استقرار دموكراسي در سراسر جهان توسط دولت
آمريكا تا چه حد مضحك است ، چرا كه
انتخابات فلوريدا به شدت تحت الشعاع اعمال
نژادپرستانه درقبال اقليت قومي، نژادي و
مذهبي قرارداشت. امريكاييها بايد بدانند
كه دمكراسي از داخل كشور آغاز مي
شود.(حيات نو 28/8/80)
43-
راديو فرانسه گفت: نمي دانيم كه ديدار
ميان بن لادن و مامور سيا با موافقت
مقامهاي بالاي اين سازمان انجام گرفته يا
خير؟ براساس اخباري كه ما دردست داريم به
برداشتهاي متضاد با يك ديگر از جمله به
اختلاف نظر ميان سيا و اف بي اي بر
ميخوريم همين اختلاف نظر مي تواند
بازگوكننده اختلاف ميان حاكميت امريكا وبه
دنبال آن خودزني قسمتي از حاكميت باشد.
44-
راديوفرانسه و روزنامه فيگارو:اززمان
شروع تحقيق درباره سوقصدهاي كنيا و
تانزانيا در آگوست 1998 ميلادي اف بي آي
همه جا جاي پايي را در سر راه خود مي
ديد.حتي در نخستين سوقصد عليه دو برج مركز
تجارت جهاني در سال 1993 ميلادي يكي از
دستگير شدگان دردادگاه اعتراف كرد كه
چگونه در سازمان ابوسياف (بوسيه امريكا
ايجاد شده است) در فيليپين تعليم ديده
است.(طبق تصويب كنگره امريكا عمل ترور از
طرف سازمانهاي امريكا ممنوع شده است . اما
آنها اعمال تروريستي را به صورت غير
مستقيم توسط گروههاي تروريستي كه خود
توليد كرده بودند. اجرا مي كردند) مانند
(شيخ عمر عبد الرحمن كه به اتهام انفجار
سال 1993 ميلادي زنداني است، به كمك
ماموران سيا ويزاي ورود به امريكا دريافت
كرده بود)
45-
تماس ميان بن لادن وسيا از سال 1979 (شش
ماه پيش از دخالت شوروي در افغانستان)
شروع شده است . اين تماس كه نتیجه اش كمك
سيا به مجاهدين افغاني و نزديكان آنها از
جمله بن لادن است، در شهر استانبول تركيه
در تاريخ فوق آغاز گرديد. اين سياست تا
زمان خروج نيروهاي شوروي و پس از آن ادامه
يافت. البته هنوز هم به نوعي ادامه دارد،
چندي پيش از حمله 11 سپتامبر برژنسكي
مشاور امنيتي جيمي كارتر گفته است كه
امريكاييان همان تاكتيكي را كه عليه اتحاد
شوروي درافغانستان به كار برده بود در چين
نيز پياده ميكند، بدان معنا كه از
اقليتهاي مذهبي و ملي منطقه (اويغورها و
تبتيها) بهره ميبرد. (همين موضوع نشان
دهنده توليد و ايجاد تنش در منطقه و توليد
تروريست توسط امريكا است .)
46-
هانتينگتون واضع نظريه برخورد تمدنها
ميگويد اروپا وآمريكا پيش از11 سپتامبر
بر سر مسائلي نظير تعبيرات ژنتيكي
درمحصولات غذائي – شبكه دفاع ضد موشكي و
ارتش مستقل اروپاي با هم اختلاف داشته
اند، اما پس از اين حادثه اوضاع به طور
كلي تغيير كرد به طوري كه حتي چند روزنامه
اروپايي با عنوان درشت نوشتند همه ما
امريكايي هستيم. بن لادن از اين جهت
واقعا"به غرب كمك كرده است تا هويت از
دست رفته خود را بازيابد. (ادامه مي دهد)
غرب بايد برتري فن آوري ونظامي خود را
برتمدنهاي ديگر حفظ كند و مانع پيشرفت
نظامي كشورهاي اسلامي و چين شود.
(اگربپذيريم كه حمله 11 سپتامبر اين همه
به غرب كمك كرده است كه هويت از دست رفته
خود را باز يابد، از طرفي براي جلوگيري از
اتحاد كشورهاي آسيايي بخصوص اسلامي و
جلوگيري از پيشرفت اقتصادي و نظامي چين
وجنوب شرقي آسيا (در قالب گروه شانگهاي)
نياز به بهانه اي داشت، پس مي توان پذيرفت
حمله 11 سپتامبر همان بهانه طلايي است كه
با توجه به جناياتي كه غرب بخصوص امريكا
در طول تاريخ نسبت به كشور خود وكشورهاي
ديگر جهان انجام داده اين نيز توسط خود
امريكا اجرا گرديده است . حتي خوشبينانه
ترين نگرشها نسبت به انگيزههاي صرفا"ضد
تروريستي عمليات نظامي ايالت متحده در
افغانستان نيز نمي تواند گرايشهاي نيرومند
آن كشور در عرصه تسلط بر منابع و
گذرگاههاي انرژي منطقه را كنار بگذارد
اكنون ديگر مسلم گرديده است كه دركنار
ذخاير عظيم انرژي خليج فارس ، ذخاير انرژي
منطقه خزر وآسياي مركزي دومين منطقه قابل
اتكا براي تامين نيازهاي انرژي جهاني است
. ارزش ذخاير نفت و گاز موجود در چهار
كشور آذربايجان – قزاقستان – تركمنستان و
ازبكستان به سه تريليون برآورد ميگردد.
افغانستان خود ازذخاير انرژي نصيبي ندارد
اما ارزش اصلي آن موقعيت جغرافيايي آن است
كه سر پلي ميان ذخاير عظيم آسياي مركزي از
يك سو و بازار تشنه انرژي در پاكستان، هند
، ماوراي بحارو به خصوص چين ، از سوي ديگر
است . گسترش سريع گروه همكاريهاي شانگهاي،
كه در 1996 به ابتكار چين ودر ابتدا با
هدف حل منازعات مرزي ميان چين، روسيه و
كشورهاي آسياي مركزي به وجود آمد. ايالات
متحده را تا حدودي زيادي غافلگير ساخت.
اجلاسهاي موفق سالانه و مرتب اعضا گروه
مزبور، كه گسترش همكاريها به خصوص در عرصه
هاي مختلف مانند انرژي را با توافق در
زمينه مطالعه شبكه اي از خطوط انتقال
انرژي از روسيه وآسياي مركزي به نواحي چين
به دنبال داشت، زنگ خطري براي غرب وبه
خصوص امريكا به شمار مي آيد، مهمترين اين
همكاريها احداث خط لوله انتقال نفت از
قزاقستان و احداث خط لوله انتقال گاز از
تركمنستان به ايالت سين كيانگ درغرب چين
بود( اين درحالي است كه امريكا و متحدانش
پس از گذشت بيش از هشت سال موفق به توافق
براي خط لوله باكو-جيحان نشده اند امريكا
بامستقر كردن پايگاههاي نظامي دراين منطقه
از توسعه اقتصادي آسيا (بخصوص چين، روسيه،
جنوب شرقي آسيا و كشورهاي آسياي مركزي كه
مساوي است با ازدست دادن تسلط اقتصادي غرب
در گام اول نسبت به آسيا و بدنبال آن
افريقا كه در نهايت ورشكستگي غرب را به
ارمغان خواهد كرد و نابودي سياست
چپاولگرانه خود جلوگيري ميكند. در كليه
اجلاسهاي سالانه گروه شانگهاي«جهان چند
قطبي» يكي از شعارهاي محوري به شمار مي
آمد. در اجلاس بي شك در سال 1999 ، ايگور
ايوانف وزير خارجه روسيه اظهار داشت«در
جهان كنوني، مبارزه فعالي بر سر نظم آتي
جهان در جريان است.در شرايطي كه يك گرايش،
در جهت استقرار يك نظام تك قطبي را درجهان
تلاش مي نمايد. روسيه و گروه بزرگي از
كشورها همواره نظام چند قطبي را درجهت
منافع جامعه جهاني دانسته و در راه ايجاد
آن تلاش مينمايد.» ده سال قبل، جنگ خليج
فارس استقرار نظامي امريكا درخليج فارس
را تثبيت نمود و امروز بهانه مبارزه با
تروريسم ميتواند استقرار نظامي ايالات
متحده را درحالي كه از تركيه تا تاجيكستان
امتداد دارد ايجاد نمايد كه اين سيطره
امنيتي مناسب را براي منافع شركتهاي
امريكاي «بطور كل غرب» در آسياي مركزي و
خزر فراهم نمايد).
47-
انقعاد قرارداد امريكا با شركت لاكهيدو
جنرال موتور به مبلغ 200 ميليارد دلار كه
بيشترين آن تسهيلات نظامي و تكنولوژي
نظامي مي باشد اثبات كننده خود زني امريكا
مي باشد. (سرمايه داري براي نجات از
ورشكستگي و نجات از بحرانها نياز به
مسابقه تسهيلاتي دارد و اين مسابقه نياز
به مناطق جنگي دارد تا بتوانند هم از
بحرانها خارج شوند و هم رشد اقتصادي را
دائما" پويا وبا شتاب مثبت ايجاد نمايد.)
ديفنس نيوز مي نويسد ارزش معاملات
تسحيلاتي امريكا با دولتهاي خارجي ده درصد
رشد داشته و به 3/13 ميليارد دلار درسال
2001 رسيده است. اسرائيل 9/2 ميليارد دلار
و مصر 8/1 ميليارد دلار به ترتيب خريدار
اول ودوم هستند كه خريد شان با بودجه
امريكا انجام گرفته يعني امريكا به شرط
خريد سلاح به آنها وام دراز مدت پرداخت
كرده است واين يعني به اسارت كشيدن
كشورهاي ديگر به وسيله كالاهاي عدم نياز
يا نياز كاذب) كارشناسان نظامي مي گويند
با جنگي كه امريكا در افغانستان شروع كرده
است وبه احتمال قوي به نقاط ديگر كشيده
خواهد شد ميزان فروش تسحيلات امريكا به
كشورهاي خارجي بازهم افزايش خواهد يافت و
شايد بدين طريق بتوانند كسر تراز معاملات
تجاري خود را جبران كنند كه براي اين كار
در حال حاضر ضمن مصرف توليدات انبار شده
در افغانستان سلاحهاي مختلف را آزمايش مي
كنند تا كشورهاي ديگر را وادار كند تن به
مسابقه تسهيلاتي بدهند. در نتيجه مجبور
شوند سلاحهاي توليده شده غربيها را بخرند
تا غرب از ركودهاي اقتصادي نجات پيدا كند.
مورد فوق به طور عمده ايي مي تواند دليل
عمل تروريستي قسمتي از حاكميت امريكا به
جهت بهانه قراردادن آن براي توجيه اعمال
سلطه گري مورد استفاده قرار گرفته باشد كه
البته پس از گذشت ده روز به تعدادي از
خواسته هاي خود رسيده است. «1- با بهانه
قرار دادن مبارزه با تروريسم درحال ايجاد
پايگاههاي جديد است تا بوسيله آنها ضمن
كنترل اقتصاد جهان و تحميل طرح هاي
اقتصادي خود اقتصاد بيمار و روبه ضعف خود
را با سفارشات نظامي ارتش خود و ديگر ارتش
هاي درگير نجات دهد قطر سه هفته بعد از 11
سپتامبر 200 فروند ارباس سفارش داده است
.)2- با اينكه اروپا در شك و ترديد است
ولي اعلام حمايت مي كند.3- كشورهاي ديگر
ضمن نق زدن از امريكا تبعيت مي كنند.4-
سازمان ملل دوباره در جهت قبول اربابي
امريكا حركت مي كند.5- شبكه هاي تلويزيون
و مطبوعات امريكايي و حتی كشورهاي ديگر به
جو جنگي دامن مي زنند در داخل امريكا
موزيكهاي جنگي و شورآفرين پخش كرده و تلاش
دارند افكار عمومي را از فكر كردن باز
دارند.6- در روز دوم پس ازانفجار، امريكا
به سازمان ملل اعلام كرد حاضر است تا يك
هفته ديگر 582 ميليون دلار از بدهي خود را
بپردازد و پس از 9 ماه تاخير
سريعا"نماينده دائمي خود را به سازمان
ملل معرفي كرد.(حتي اگر عمليات نظامی
امريكا منجر به جنگ نشود. هزينه هاي بالاي
آماده باش آن كه يك نوع سياست پولي
انبساطي محسوب مي شود تا حدود زيادي ركود
اقتصادي اين غول بيمار را كم خواهد كرد و
بيكاري 9/4 درصد و رشد كم 2/2 درصدي را
پنهان خواهد كرد. اين جو جنگي جهاني تا
حصول شرايط مورد نظر امريكا«زير سلطه
آوردن جهان سوم و درحال توسعه- حصول
همكاري كامل همپيمانان- حل مشكل طرح سپر
موشكي و موضوعات هسته اي- كامل كردن سلطه
بر سازمان ملل – تعديل قدرت مخالفان خارجي
و داخلي – ايجاد زمينه هاي سياست هاي تك
قطبي- جلوگيري ازرشد اقتصاد جنوب شرق آسيا
و اروپا- حل معضلات اقتصادي خود» ممكن است
ادامه يابد مگر اينكه كشورهاي جهان يا
سازمانهاي جهاني بدون مرز بتوانند با قدرت
مبارزه كرده و وادار به عقب نشيني نمايند.
« آقاي دكتر متقي در حيات نو(22/6/80) مي
گويد: غافلگير شدن ساختار امنيتي امريكا
نشان از عامل بودن گروه هاي داخلي مخالف
توسعه گراي است ميلشياي ناسيوناليست
انتقام جويي از دولت وقت امريكا يك هشدار
است. در سه دهه اخير جنبشهاي اجتماعي در
امريكا رويه جديدي داشته است از درون دچار
بحرانهاي درون ساختاري كه زمينه ظهوري
تروريستي است مي باشد و انفجارهاي 5 سال
اخير كه جنبش شبه نظاميان سازماندهي كرده
است مصداق اين موضوع است .مصداق ديگر محل
هاي مورد حمله است كه كاملا"زمينه
گسترش دولت را در سطح داخلي و خارجي
فراهم مي كنند.» براي اثبات گفته هاي
بالا مي توان اعترافات غير مستقيم زير را
دليل دانست:جورج بوش رهبران كنگره را به
تشكيل نشست در كاخ سفيد دعوت
نمود.(روزنامه ملت 22/6/80) اگر بين
حاكميت امريكا « تحت نامهاي شبه نظاميان-
ميليتاريستها- ناسيوناليستها- گروههاي
لابي و ماسونين » اختلاف نباشد چه نيازي
به تشكيل نشست(وحدت) است. كالين پاول
گفت: هرگز اجازه نخواهند يافت
(تروريستها) روح دموكراسي را ازبين برند.
(روزنامه ملت 22/6/80) آيا امكان دارد
بن لادن يا هركس ديگر از خارج امريكا
بتواند روح دمكراسي را(البته درصورت وجود)
از بين ببرد؟
48-
در آغاز دهه 1990، هنگامي كه جبهه نجات
الجزاير كه يك گروه اسلامي بود از طريق
انتخابات آزاد به قدرت رسيد ، فرانسه
وآمريكا از پيروزي اين گروه ابراز نگراني
كردند و معاون وزير امور خارجه آمريكا
آشكار اعلام كرد كه كشورش از انتخابات
آزاد در كشورهاي چون الجزاير حمايت نخواهد
كرد، چون منجر به قدرت گرفتن گروههاي
اسلامي خواهدشد، واين امر براي منافع
امريكا خطرناك است(نشريه نيوپرسپيكتيوز
كوارتريلي مورخ دسامبر1993) ميدانيم
بدنبال چنين برداشتهاي بود كه ترورهاي
زنجيره اي در الجزاير شروع شد كه مي تواند
منشا غربي داشته باشد . ازطرف ديگر اين
گفته ها مقوله وجود دمكراسي د رامريكا را
زير سوال مي برد.
49-
تحليلگران
و منتقدان در كنگره امريكا گفته اند: اگر
سيا و اف بي آي پاكسازي ودوباره سازمان
دهي نشوند در آن صورت خشونت تروريستي در
امريكا بازهم رخ خواهد داد.(پايگاه
اينترنتي ميدل ايست نيوزلاين )( كيهان
14/8/80) سازمان سيا براي مقابله با
فعاليت گروههاي ضد امريكايي قدرت بيشتري
مي گيرد. روزنامه ايندي پندت در 18/8/80
نوشت:كميسيوني كه در واشنگتن مستقر است
طرح جامعي ارائه كرده است كه ساختار-
ارتباط- نفوذ و قدرت سازمان سيا افزايش
خواهد يافت در مقابل اقتدار پنتاگون كاسته
خواهد شد. رياست كميسيون فوق كه توسط
دبليو بوش انتخاب شده اند برنت اكواكرافت
است كه پيشنهاد كرده اند سه سازمان
جاسوسي(اژانس امنيت ملي- تجسس ملي- اداره
ملي تصويرونقشه برداري) كه درحال حاضر زير
نظر پنتاگون هستند به سيا تحويل داده
شوند. اين مي تواند يكي از دلايل دست
داشتن پنتاگون يا قسمتي ازسازمانهاي زير
نظر آن كه توانسته است كنترل كند در واقعه
ی11 سپتامبر باشد.
50-
ادواردو گالينو روزنامه نگار مكزيكي مي
گويد: چگونه است كه مرگ پنج هزار نفر در
نيويورك در تلويزيون صدها بار پخش شده،
اما مرگ 200 هزار گواتمالايي كه عامل آن
نيز تروريستهاي حمايت شده از جانب دولتهاي
امريكا بودند(نه تندروهاي مسلمان) از هيچ
شبكه اي پخش نشده است. يا مرگ دو ميليون
نفركه در برخوردهاي قومي روندا كه ايجاد و
حمايت كننده آن نيز غرب بخصوص امريكا بوده
است، كسي براي تلافي جوي اقدام نمي كند.
51-
گاردين مي نويسد:امريكا به مدت 55 سال
تروريستهاي آمريكاي لاتين راتعليم ميداده
است.
52-
امريكا درمبارزه با تروريسم با مستقيم عمل
كردن سازمان ملل متحد و ناتو را دور زده
است، چون اگر بخواهد از طريق سازمان ملل
يا ناتو وارد عمل شود، اولا"بايد براي
قانع كردن افكار عمومي جهان مدارك محكمه
پسند ارايه نمايد. كه البته هر چه مدرك
وجود دارد برعليه خودش است. از طرف ديگر
تابع جمع باشد كه (با خصلتهاي امريكا
ناسازگار است ) رهبريت را از دست مي دهد و
نمي تواند به اهدافش (تك قطبي كردن جهان
و...) برسد. بنابراين لازم مي داند نقش
سازمان ملل – ناتو – اتحاديه اروپا وهمه
تشكل هاي جهاني را پس بزند، تا بتواند
خواسته هاي سلطه جويانه و نامشروع خود را
به همه تحميل كند. در قالب چنين استراتژي
است كه نه تنها از كنار تروريسم دولتي و
تخريب خانه هاي فلسطينيها توسط رژيم
اسرائيل بي تفاوت مي گذرد بلكه به صورتهاي
پنهان وآشكار به آنها كمك مي كند، چون
منافع حاكميت پشت پرده امريكا(سرمايه
سالاران در قالب شركتهاي چند مليتي ايجاب
مي كند) همين وضعيت را دراقصا نقاط جهان
ايجاد نمايد. مصداق بارز اين موضوع عبارت
است از:(اسرائيل درامتداد خط سبز با كمك
شركتهاي چند مليتي كارخانه هايي احداث
كرده است كه در آن كارگران فلسطيني با
كمترين دستمزد مشغول به كار هستند، در
واقع ناچارند براي زنده ماندن تن به
سختترين استمثار بدهند، و امريكا تلاش
دارد با روشهاي مختلف به خواست سرمايه
سالاران چنين مناطقي را دركل جهان گسترش
دهد.) اقبال احمد استاد دانشگاه همپشاير
ماساچوست درسال 1997 گفت:امريكا بايد از
اعمال استاندارد دو گانه بسيار شديد
بپرهيزد. اگر از سياست استاندارد دوگانه و
متضاد استفاده نمايد تاوان آنرا
متقابلا"با تحمل سياست دوگانه خواهد
پرداخت. بنابراين بهتر است از به كار بردن
اين سياست اجتناب كند. يعني از يك طرف
اعمال تروريستي اسرائيل، پاكستان،
نيكاراگوئه والسالوادور را تاييد مي كند
وازطرف ديگر از عمليات تروريستي افغانها و
يا فلسطينيها شكايت مي كند. اين دو با هم
سازگار نيست. سعي كنيد منصف باشيد. يك
ابرقدرت نمي تواند دريك منطقه ترور را
تشويق كند وبا اين عمل منطقا"(انتظار
داشته باشد كه تروريسم درمنطقة ديگري
تقبيح شود. اين كار دراين دنياي به هم
فشرده سازگار نيست( همشهري 27/8/80)، هري
رابينسون، كميسرحقوق بشر سازمان ملل متحد
گفت: درسفرش به چين به ميزبان خود هشدار
مي دهد كه از مبارزه جهاني عليه تروريسم
به عنوان بهانه اي براي سركوب مخالفان خود
در استان سين كيانگ استفاده نكند. اين
اظهارات به اصلاح كميسر حقوق بشر درزماني
صورت مي گيرد كه اسرائيل با بهانه مبارزه
با تروريسم قتل عام گسترده مردم فلسطين را
به اوج رسانده است و اين كميسرها نه تنها
از اسرائيل ايراد نمي گيرند بلكه مورد
حمايت قرار مي دهند. از طرف ديگر امريكا
در تمام گروههاي تروريستي به نحوي مشاركت
داشته و هنوز هم در نوع دولتي آن اجراي
نقش مي كند. واز تروريست دولتي اسرائيل
حمايت مي كند. به دنبال گفته هاي رابينسون
بايد گفته هاي برژنسكي را به خاطر آورد كه
گفته بود:امريكا ازاستراتژي كه در
افغانستان بر عليه شوروي استفاده كرد براي
مبارزه با چين از اقليتهاي مذهبي وقومي
استفاده مي كند(ايغورها، تبتها و
مسلمانان) با درنظر گرفتن گفته هاي
برژنسكي ميتوان نتيجه گرفت كه ماموريت
رابينسون در واقع از طرف امريكا است نه از
طرف سازمان ملل متحد،(كيهان 19/8/80)
فردريك جيمس نويسنده امريكايي مي گويد:
اين نكته يقين است كه بن لادن را خود
امريكاييها، در دوران جنگ سرد عليه شوروي،
بوجود آورده اند و بنابراين آنچه در11
سپتامبر روي داد يك مثال كلاسيك از تبديل
تز به آنتي تز است كه در منطق ديالكتيك از
آن ياد مي شود، اما ريشه هاي اين رويداد
به مراتب عميق تر از اين حد است « يعني به
قبل از جنگ افغانستان با شوروي برميگردد»
مي توان اين ريشه ها را در قتل عامهاي
گسترده نيروهاي چپ در گذشته مشاهده كرد،
كه به نحو سيستماتيك به وسيله امريكاييها
مورد تشويق قرارگرفته و هدايت ميشد. (يا
به دست خود امريكاييها مانند سالهاي 1919
و 1920 انجام مي شد.) كه تنها در شرايط
كنوني است كه نتايج اين وحشيگريها به
تدريج خود را در قالب واقعيت آشكار
ميسازد(تز به آنتي تز تبديل مي شود) كيهان
6/8/80) زوردويچه چاپ مونيخ از طرف گونتر
گراس نويسنده آلماني مي گويد: ما نسبت به
قتل عام مسلمانان به ويژه 250 هزار مسلمان
در بوسني و قتل عام 800 هزار نفري در
رواندا نه تحت تاثير قرار گرفتيم و نه عكس
العملي از خود نشان داديم اما تعداد شش
هزار كشته امريكا ما را به شدت تكان داد.
تاثير و وحشت ما زماني كه (حدود دوسال
قبل) 800 هزار نفر در روندا قتل عام شدند
كجا بود؟ با عمليات نظامي نمي توان بر
تروريسم غلبه كرد، بلكه اين عمليات، نسل
جديدي از تروريستها را پرورش خواهد داد.
شرط غلبه بر تروريسم ایجاد تغییر اساسی
در نظم اقتصاد جهانی است . او می گوید:
ریشه اصلی تروریست در رفتار غرب نهفته است
و براي مبارزه با آن غرب بايد مقررات
جهاني اقتصاد را تغيير دهد و اين بدون يك
همكاري بين شمال- جنوب امكان ندارد(كيهان
27/8/80) . سناتور باب گراهام رئيس كميته
اطلاعات سنا گفت: چنانچه ايالات متحده
دريابد كه اين حملات با همكاري از داخل
كشورانجام گرفته است آنگاه بايد خود را
براي انجام اقدامات زمان جنگ آماده
كنيم(روزنامه حيات نو 22/6/80) از همان
روزهاي اول توسط جورج بوش در داخل حالت
جنگي اعلام شده است.(22/6/80) ازطرف ديگر
شبكه هاي تلويزيون ومطبوعات فقط مي توانند
اخباري كه از پنتاگون يا كاخ سفيد اعلام
مي شود پخش كنند. تلويزيون و مطبوعات چند
روز است با برنامه ريزي تهييج كننده و
موزيكهاي شورآفرين جو جنگي درامريكا ايجاد
مي كنند(روزنامه توسعه 31/6/80) امريكا و
غرب براي پنهان كردن حقايق و تحريف اخبار
و فريب افكار عمومي جهان در رابطه با حمله
به افغانستان جهت پوشش خبري موردنظر خود
سه مركز رسانه اي و تبليغاتي در واشنگتن و
لندن واسلام آباد داير كرده اند و بدون
وقفه و به صورت شبانه روزي از طريق
ماهواره برنامه هاي موردنظر خود را براي
مردم پخش مي كنند و براي جلوگيري از آگاهي
مردم از واقعيت ضمن انجام تبليغات به
طريقه خودشان از افشا شدن واقعيت توسط
ديگران نيز به طريق زير جلوگيري كرده اند.
هواپيماهاي آمريكا مركز تلويزيون و
خبرگزاري الجزيره را بمباران كردند.
خبرنگار الجزيره در آمريكا هنگام تهيه
گزارش از ديدار سران مسكو وآمريكا توسط
آمريكا دستگير شد.(17/8/80 كيهان )
آسوشيتد پرس گزارش داد: سردبير و سرمقاله
نويس روزنامه شهر اويندا درايالت نيويورك
به جرم درج مطلبي درباره دست داشتن
احتمالي اسرائيل درانفجار 11 سپتامبر از
كار خود اخراج شدند. نام سردبير و سرمقاله
نويس اخراجي عبارت است از جين راين، آن
چامپين.(30/7/80 كيهان) 60 نفر اسرائيلي
به اتهام دست داشتن در انفجار 11 سپتامبر
دستگير شدند( صدا وسيما 4/9/80). سناتور
گراهام گفت: موج دوم حملات تروريستي در
راه است كه شامل موارد انفجارپلهاي
ارتباطي ويا مسموم نمودن شبكه آب شهري
اعلام نموده است (روزنامه توسعه 1/7/80)
ضمن اينكه عمليات موج دوم از خارج امكان
ندارد. اين گفته خود نشان مي دهد سران
امريكا براي انجام اهداف پليد خود تلاش
دارند كينه توزي را در امريكا دامن بزنند.
اف بي اي گفت: سه شنبه شب در ايالت
نيوجرسي كه مجاور نيويورك است چند مظنون
دستگير شده اند. كه يكي از آنها زن بوده
است. كه چهره همه آنها شبيه آمريكاييها
بود. دستگير شدگان در داخل خودرو خود
مقادير زيادي مواد منفجره داشته اند وي
گفت: زير پل جورج واشينگتن در شمال
نيويورك نيز سرنشينان اتومبيل ديگري
دستگير شده اند كه مواد منفجره حمل مي
كردند.(22/6/80) رويتر 17 مهر گزارش
داده: مرد 31 ساله اي به نام الكساندر
كبرن در كابين خلبان هواپيمايي كه به قصد
شيكاگو در حال پرواز بود شكست و وارد
كابين خلبان شد و توسط خلبان و به كمك
تعدادي از مسافران دستگير شد. او فرياد مي
زد اين هواپيما بايد به برج سيزر اصابت
كند. درمورد دخالت امريكاييها در
انفجارها چندين مورد مدرك وجود دارد ولي
درمورد غير امريكايي بودن حتي يك مورد هم
ارائه نشده است حتي ليست 19 نفر به دليل
زنده بودن تعدادي از افراد آن ليست از
اعتبار ساقط شده و ساختگي بودن آن معلوم
شده است.
53-
اف بي آي اعتراف كرد كه در مقابل سياه زخم
ناتوان است ونمي تواند مبداء آن را پيدا
كند. اين نشان مي دهد كه منشاء آن داخل
امريكا است و تاييد كننده گفته هاي سلامه
احمد نويسنده روزنامه الاهرام است كه
گفت: دولتمردان امريكا براي اينكه
بتوانند حمايت مردم خود را درجنگ
افغانستان به دست آورند ميكروب سياه زخم
را دراين كشور شيوع دادند.(كيهان 17/8/80)
.
54-
يونايتد پرس فاش ساخت: 2 نفر اسرائيلي در
ترمينال يك اتوبوسراني فيلادلفيا با مقدار
زيادي مواد منفجره دستگير شدند و امريكا
بدون مشخص كردن مليت اين دو نفر آنها را
خاورميانه اي نام برده است تا معلوم نشود
اسرائيلي بوده اند. روزنامه مركوري مي
گويد: آنها به اتهام داشتن يك نوار
ويدئويي كه حاوي جزئيات برج سيزر امريكا
بوده است دستگير شدند. نام دستگير شدگان
عبارت است از موشه ايلمالياس 30 ساله و
ران كاتار 23 ساله . بیل كيلينتون گفت:
امريكا بايد پيام روشني را براي جهان
بفرستد وآن اينكه اين كشور به دنبال حمله
تروريستي در امريكا به طور يكپارچه از
جورج دبليو بوش جانشين وي در كاخ حمايت مي
كند (22/6/80) بوش گفت: ما هنوز بزرگترين
ملت روي زمين هستيم و هيچ تروريستي هرگز
قادر نخواهد بود كه سرنوشت ما را تعيين
كند.(توسعه 1/7/80) اولا" گفته هاي
كلينتون وبوش نشان از شكاف پنهان دارد. از
طرف ديگر در تفكر بوش اقتدارگراي – سلطه
طلبي بارز است كه نشان مي دهد درآنجا هيچ
گونه شخصيت دمكراتيك نمي تواند پديدار شده
ورشد كند. ضمن اينكه اعتراف مي كند تعيين
سرنوشت ملتهاي ديگر يك عمل تروريستي است
كه امريكا دائما"اين عمل را انجام مي
دهد. از طرف ديگر حس ملت برتر كه همان
نژاد پرستي است دراين حكومت درحد بالايي
وجود دارد كه از عملكرد اجلاس دوربان خدشه
دار شده است وقتي به موضوعات بالا دعواي
بين الگور و بوش را درزمان انتخابات اضافه
كنيم، و طولاني شدن شمارش آراء و طرح دعوا
در دادگاه ايالتي را مدنظر قرار دهيم به
نتيجه داخلي بودن حمله بيشتر نزديك خواهيم
شد. بوش قرار است گروههاي تروريستي را
مشخص كرده وكمك كردن به آنها را قطع كند(
توسعه 1/7/80) اين گفته ضمن اينكه يك
اعتراف آشكار است از طرف ديگر مي تواند
يكي ازمفاد مذاكره پشت پرده جناحهاي مخالف
درون حاكميت باشد.« كه يكي از آنها طراح
حمله بوده است» ضمن اينكه طالبان ساخته و
پرداخته امريكا است بايد گفت كليه گروههاي
ضد انقلابي كه بيشتر آنها عمليات تروريستي
انجام مي دهد( و مي دانيم ) به وسيله
امريكا توليد – تجهيز و پشتيباني مي
شدند.«جامعه امريكا دائما"به اين عمل به
عنوان بارز دمكراسي ودمكرات بودن كه نتيجه
وجود شخصيت هاي دمكراتيك است افتخار مي
كرد.» كه البته اين شخصيتهاي دمكراتيك از
حوزه هاي مانند « قتل عام سرخپوستان –
حمله به ناكازاكي وهيروشيما- حمله به
ويتنام، گرانادا، هائيتي و كشورهاي
آفريقايي – حمايت از تروريستهاي
آپاراتايد- حمايت از عمليات تجاوزگرانه و
تروريستي اسرائيل- ترور بسياري ازرهبران
مانند پاتريس لومومبا- حمايت ترورهاي
موساد در تونس و كشورهاي ديگر- عمليات
تروريستي اوجالان – راه اندازي صدها كودتا
در كشورهاي جهان كه خود نوعي عمليات
تررويستي است و صدها مورد ديگر كه همگي از
مهد دمكراسي والگوي شخصيتهاي دمكراتيك آن
مانند ژنرال كاسترها بوده و هستند»
سرچشمه مي گيرند. اين حكومت بدست گروههاي
كوچك ولي بسيار ثروتمند در قالب سازمانهاي
ذي نفوذ و ذي نفع (فرماسيونري و لابي) كه
مجموعه اي دو حزب بزرگ و انجمنهاي امريكا
را تحت تسلط سرمايه كاملا"جدا از كنترل
مردم و مسلط بر نهادهاي مدني كه نه تنها
در كنترل مردم نيستند، بلكه حاكم مطلق بر
سرنوشت مردم مي باشند. اداره مي شود .
جورج بوش گفت: دولتها يا با ما هستند يا
با تررويستها . (نوروز و توسعه 1/7/80)،
جورج بوش در نخستين سخنراني خود در مجمع
عمومي سازمان ملل گفت: همه كشورهاي جهان
بايد در مبارزه با تروریست نقش داشته
باشند و بی طرفی در این مبارزه معنايي
ندارد، به گزارش آسوشيتد پرس ، بوش خطاب
به سران شركت كننده در نشست مجمع عمومي
سازمان ملل گفت: هر يك از ما بايد براي
كارهاي كه كرده ايم پاسخگو باشيم و
كشورهاي كه از تروريسم حمايت كرده اند
بايد تاوان حمايت خود را بپردازند. كمك
مالي به تروريستها را متوقف كنيد، به آنها
پناه ندهيد، اردوگاههاي آنها را تعطيل
كنيد، و تروريستها را دستگير كنيد.
تروريستها درحال برنامه ريزي براي جنايات
بيشتر هستند در كشور ما يا حتي در كشور
شما. (همشهري 21/8/80) هر انسان منصفي
مي داند كه همه آنها آنچه را كه بوش
درحمايت از تروريستها به كشورهاي ديگر
نسبت داده است خود امريكا دائما"به صورت
مستمر برعليه بسياري از كشورها انجام مي
داده است. اگر قبول كنيم شخصيت دمكراتيك
مي تواند از جنايات جلوگيري نمايد در
صورتي كه در ضمير ناخودآگاه انسان به
معناي اكثريت اجتماع رسوب کرده باشد
بنابراین در چنین جامعه که اکثریت داراي
شخصيت دمكراتيك هستند فرد يا گروه غير
دمكراتيك نمي تواند رشد كرده وبه حاكميت
برسد وانساني كه ازيك جامعه داراي شخصيت
دمكراتيك به رهبري برسد كسي است كه شخصيت
دمکراتیک در وجود او ذاتی شده است
بنابراین نه تنها نمی تواند عمل خلاف
شخصیت خود انجام دهد حتي نمي تواند سخني
خلاف شخصيت دمكراتيك خود بگويد. آيا مي
توان گفته جورج بوش را به عنون سرآمد يك
جامعه مدعي دمكراسي تحت عنوان گفته هاي
شخصيت دمكراتيك قبول كرد، كه مانند هر
ديكتاتور ديگري جهان را به سياه و سفيد
تقسيم بندي مي كند، كه فقط ازيك شخصيت
اقتداگرا كه مقابل شخصيت دمكرات مي باشد
امكان بروز دارد. اين موضوع نشان مي دهد
به دليل عدم وجود شخصيت دمكراتيك در
حاكميت امريكا امكان انجام هر جنايتي در
ذات چنين حكومتي وجود دارد. دريك جامعه كه
ديكتاتوري در راس آن است وقتي موج مخالفتي
در توده مردم به وجود مي آيد عده اي
مخالفتشان فقط ذهني است و گروهي از اين
توده آن را بيان مي كنند، ازبيانگران
اعتراض عده اي به عمليات ميداني و انتحاري
روي مي آورند كه تعدادشان به نسبت كل
جمعيت كم است، اما وجود دارند و محصول يك
جبر گرايي رواني اجتماعي هستند، چرا كه در
هيچ طبقه اي از هرم اجتماعي ديكتاتور اجزا
بيرون ريزي و پالايش هيجاني (كاتارسيس)
نداده است، اگر ما كشته شدن 30 نفر را مي
بينيم به اين معنا نيست كه 30 نفر ناراضي
داريم بلكه پشت اين 30 نفر شايد 30 ميليون
ناراضي است ( هر لحظه امكان تبديل تعدادي
ازآنها به عمل كنندگان انتحاري وجود دارد
كه همين باعث مي شود اينگونه عمليات پايان
ناپذير باشند) همين مدل و الگو در عرصه
جهاني قابل ترسيم است. آنان كه به عمليات
انتحاري دست زدند،پشتشان انبوهي از
جمعيتها وكشورهاي ناراضي است. (دكتر مرتضي
خواجوي) براي امريكا بايد معنا دار باشد
كه دراين سالهاي اخير چرا همه عمليات
انتحاري و غالب بحرانهاي نظامي معطوف به
اوست نه به هيچ كشور ديگري (مساله
آرژانتين، ظهران و غيره) تولد عقب مانده
ترين و ارتجاعي ترين گروهها در جامعه اي
كه مهد تمدن و دمكراسي بيان مي شود قابل
توجيه نيست در كشوري كه دمكراسي وجود
داشته باشد به تبع شخصيت دمكراتيك بايد
بسيار گسترده ونهادينه شده باشد و در چنين
جامعه هيچ انساني پيدا نمي شود كه درحين
ميل داشتن قدرت توليد گروههاي تروريستي و
عقب مانده و ارتجاعي را توليد و صادر
نمايد مگر اينكه بپذيريم دمكراسي در آن
جامعه درحد بسيار نازل باشد و فقط ظواهر
فريبنده آن به صورت صوري و تبليغي وجود
داشته باشد. اگر حمله به كشورهاي ديگر به
بهانه مختلف وتغيير حكومت هاي آن بنا به
سليقه وبا رويكرد نظامي گري توجيه شود وبه
يك رويه معمولي تبديل شود يعني هر وقت يك
دولت قوي احساس كرد كه بايد حكومت يك يا
چند كشور را تغيير دهد و براي اينكه كار
چند كشورمانند خود را با خود هم راي نمايد
و نام آن را عملكرد جهاني جلوه دهد
مسلما"درآينده بسياري از كشورها از اين
رويه استفاده خواهند كرد كه وجود چنين
رويكردي درجهان باعث خواهد شد كشورهايي
كوچك و ضعيف در يك ترس و وحشت دائمي بسر
برند و تنها راه قالب مبارزه با سلطه جويي
و جنگ افروزي و زورگويي رويكرد تروريستي
خواهد بود. و در آن وقت است كه ترور وعمل
تروريستي در افكار عمومي كشورها و جهان
مشروعيت خواهد يافت كه باعث و باني اين
حركتها امريكا و كشورهاي همپيمان آن
هستند. سيا ارتباط يك مظنون حوادث امريكا
با عراق را بررسي مي كند هواپيماهاي
انگليس و امريكا به عراق حمله
كردند.(نوروز29/6/80) دونالد رامسفلد وزير
دفاع امريكا « كه ميتوان اورا ژنرال كاستر
مدرن ناميد» مي گويد: عمليات نظامي
درافغانستان بسيار خواهد بود. وزير دفاع
امريكا گفته است كه افغانستان بسيار فقير
و تنگ دست است در حقيقت در اين سرزمين
هدفهاي ارزشمندي براي عملیاتي تلافي
جويانه وجود ندارد. اما ديگر كشورهايي كه
به پشتيباني از تروريسم مي پردازند داراي
ارتش و تاسيسات هستند و ميتوان آنها را
نابود ساخت(توسعه 1/7/80) (تهديد سوريه –
عراق – لبنان به دنبال چنين فكري انجام مي
گيرد. و حركت ناوگان امريكا به سواحل
لبنان و سوريه و اعلام تدارك آمادگي
ساكنين و اهالي منطقه حائل بين سوريه
ولبنان با اسرائيل در تاريخ 15/8/80 جزء
آن اهداف از پيش تعيين شده است كه هيچ
ربطي به تروريست ندراد) آيا اين هدف
انساني است ؟ آيا براي نجات جهان از ترور
است يا فقط يك نوع كينه جويي درظاهر، ولي
در باطن چيست ؟
55-
روي سخن رامسفلد توليدگنندگان صنعتي
ونظامي و دولتمردان براي نجات اقتصاد
بيمار است. مي خواهد به آنها بگويد حمله
به افغانستان ما را به هدفمان نمي رساند
چون افغانستان براي ساختن مجدد آنچه
درحمله ما خراب خواهيم كرد پولي ندارد .
ولي كشورهاي ديگر را بايد تخريب كنيم. تا
آنها براي ساختن (ارتش و تاسيسات تخريب
شده خود) در آينده از كارخانه و سرمايه
هاي امريكا يا اروپا كه به نوعي وابسته به
امريكا هستند مجبور خواهند شد پولهايشان
را به جيب سرمايه داران سرازير نمايند
بنابراين بايد هر چه بيشتر به تخريب
كشورهاي ديگر بپردازند. جنگ با افغانستان
درواقع تمرين وآزمايش است كه امريكا براي
جنگهاي آينده خود، كه عليه بسياري ا
زكشورها جهت حفظ سلطه اقتصادي وسياسی
وايجاد نظم نوين تك قطي و جهاني سازي لازم
دارد . شاخه ايتاليايي صندوق كودكان ملل
متحد (يونيسف) با انتشار بيانيه اي اعلام
كرد كه در ماه هاي آينده 100 هزار كودك
افغاني بر اثر گرسنگي ، سرما و بيماريهاي
تنفسي در خطر مرگ قرار مي گيرند. دراين
بيانيه آمده است : 5/7 ميليون تن آنها
كودك زير پنج سال هستند . يونيسف ايتاليا
افزود: در شرايط عادي از هر چهار كودك
افغاني يك كودك مي ميرد وسالانه بين 250
تا 300 هزار تن كودك افغاني بدليل زكام ،
بيماريهاي تنفسي واسهال جان خود رااز دست
مي دهند.( نوروز 13/8/80) قحطي كه در
نتيجه حمله و بمباران افغانستان ايجاد
خواهد شد باعث مرگ بيش از يك ميليون نفر
آواره افغاني در زمستان خواهد شد (جام جم
13/8/80) جهاني سازي در واقع استعمار
پسامدرن است كه استثمارجنوب را در غالب
مجموعه ای جهانی به وسیله شمال ایجاد می
کند بهره کشی کشورهای قدرتمند از کشورهای
فقیر ). درحال حاضر نیروهای واقعی شمال و
جنوب بر مبنای طبقه بندی سیستم اقتصادی
سرمایه هر چه بیشتر رو به صف آرايي مشخص
درمقابل هم پيش مي روند. به همين دليل
روسيه كه در سيستم سرمايه اي هر روز گامي
بيشتر برميدارد. بيشتر به سمت ناتو و
امريكا و اروپا متمايل ميشود. در مقابل
كشورهاي مانند عربستان- مصر و ... هر روز
بيشتر از امريكا دور ميشوند. سكوت معنادار
كره شمالي- كوبا و ليبي در وضعيت فعلي نيز
نشان از تشخيص چنين واقعيتي است ، و اما
ليلي هلمز- خانم ليلي عروس هلمز رئيس سيا،
افغاني الاصل كه رابط طالبان درامریکا است
تا حدی که او را سفیر طالبان لقب داده
اند. هیچ خبری از او نیست. آیا
امريكاييها با او به توافق رسيده اند يا
او را سربه نيست كرده اند . اگر طالبان يا
حتي بن لادن درحوادث اخير دست داشتند.
مسلما" ليلي بايد مورد سوظن قرار مي گرفت.
اين موضوع ميتواند حلقه گم شده ان بررسي
باشد كه در آينده بايد مورد مطالعه قرار
گيرد. (لازم است بن لادن را نيز تا حدودي
بشناسيم نام كامل اسامه بن لادن در سال
1957 در رياض بدنيا آمد نام پدرش محمد
عمروبن لادن بود. 52 خواهرو برادر دارد.
پدرش ميلياردر بوده و بزرگترين شركت
ساختماني را داشت بسياري از كاخهاي آل
سعود را او ساخته است . محمد عمرو 11 زن
داشت كه اسامه از آخرين زن او كه فلسطيني
بوده است بدنيا آمده و جوانترين فرزند نيز
ميباشد اسامه و مادرش به خاطر حسادت بقيه
جدا از بقيه زنان و خواهران و برادرانش
زندگي ميكردند، اسامه از دانشگاه
عبدالعزيز فارغ التحصيل شده است. در سال
1979 در راس گروهي از جوانان عرب عازم
افغانستان شده است و بخش اعظم نيروهاي تحت
فرمان گلبدين حكمتيار به وسيله اسامه جمع
آوري و تجهيز شده اند. اسامه بن لادن
ارتباطش با امريكا و سيا در سال 1979 در
تركيه و پاكستان شروع شده وبه آنها هدايت
مي شده است كه كمكهاي مالي و نظامي نيز از
زمان ريگان آغاز گرديده است و بقيه
گروههاي افغاني توسط بن لادن تجهيز مي
شدند و همين موضوع باعث گرديد كه هيچ وقت
با هم به توافق نرسند چون عدم توافق آنها
خواست امريكا بوده است. در نهايت تعدادي
از سناتورهاي امريكايي مانند اورين هاچ در
پاكستان با بن لادن ملاقات كرده و بسيار
از اين ديدار ابراز خرسندي ميكردند اين
ملاقات نيز درهمان سال 1979 در پاكستان رخ
داد و بعد از ملاقات اورين گفت: بن لادن
ما را توانست مجذوب كند كه بعد از آن كمك
ما به آنها بيشتر شده است )
محمد اشرفي
|