Free Web Hosting | free host | Free Web Space | BlueHost Review
 

به سایت محمد اشرفی خوش آمدید

 

 حقوق كارگران چيست ودستمزد آنها چقدر بايد باشد؟ *   

 معمولا" كلمات حق و حقوق باهم بيان ميشوند ،اما معنا ومفهوم متفاوتي دارند هر كدام از آنها به تنهاي و باهم بار معناي مختلف بر مبناي طبقات استفاده كننده و ميزان درك – نوع انديشه وحتي نوع نياز اجتماعي و فردي گوينده گان مختلف است.اما نتيجه بدست آمده از تمام تعريفها مشترك است ، عدم انجام وظايف عده اي در مقابل عده اي ديگر . يا به سخن ديگرپايمال شدن حقوق ونيازهاي اكثريت توسط اقليت است.اين عمل شروع تمام چالشها وتضادهاي ميان افراد يك جامعه است ،چه در حد كوچك (خانواده) چه در حد نهايت بزرگ (جهاني)است.براي درك بهتر موضوع به درك بند زير نياز داريم ((تمام ثروت جامعه چه به صورت بالفعل و چه به صورت بالقوه بدليل اينكه يا در گذشته از زمين استحصال شده است يا در حال حاظر به طروق مختلف استحصال ميشود (ثروت بللفعل )يا در آينده با استفاده از انديشه – دانش و تكنولوژي –نيروي كار وسرمايه (كه همگي ثروت بالفعل كنوني متعلق به عموم است) از زمين استحصال خواهد شد( ثروت بالقوه )تماما" متعلق به كل جامعه است.حتي توان علمي ودانش بشري – كالاهاي توليد شده صنعتي تماما" با استفاده ازمعادن وتوليدات كشاورزي بدست آمده اند.( مواد اوليه هر آنچه كه فكر وانديشه ميتواند تجسم كند منشاء زميني دارد) . وچون كره زمين و هر آنچه در آن وجود دارد متعلق به تمام انسانها است ،حتي خود انسان در بعد تماميت نوع انسان با تمام علم ودانش نظري و تجربي خودسرمايه بالفلي است كه مواد اوليه آن از كره زمين گرفته شده است.در نتيجه كره خاكي با مواد اوليه –انرژي موجود در آن- كالاهاي توليد شدهانديشه هاي موجود –جانداران و...به طور مساوي جهت استفاده معقول به كليه انسانها تعلق دارد.(مثلا" يك دانشمند از مدرسه-دانشگاه –اتوبوس –هواپيما –مواد غذائيآزمايشگاه – مسكن – پوشاك –و... كه همگي از دارائيهاي اجتماعي بدست آمده اند استفاده ميكند ، تا بتواند قانوني را كشف يا شئي را اختراع كند .بدليل اينكه در كشف يا اختراع آن موضوع از نيرو وانديشه دانشمند كه محصول مواد نامبرده متعلق به كل اجتماع استفاده شده است ، بنابراين تمام حقوق آن موضوع كشف يا اختراع به كل جامعه تعلق دارد).اما سرمايه داري با استفاده از انديشه هاي انحرافي و ابزارهاي حاكميت از كليه سرمايه اجتماعي استفاده ميكند ، ولي سود بدست آمده را به تنهاي تصاحب ميكند. واين يعني تجاوز به حقوق اكثريت جامعه مرجع توسط اقليت.))

آيا آنچه كارگران مطالبه ميكنند جزو حقوقشان است؟ زندگي متوسط و كسب امكانات مساوي اجتماعي براي هر عضوي از اجتماع ، متناسب با تلاش صورت گرفته از جانب او حداقل حقي است ،كه تك ، تك اعضاي جامعه بايد داشته باشند. هر گونه كاستي وتخطي از تعريف زندگي متوسط نشان دهنده بي حقوقي عده اي به دست عده ديگر است.((استثمار انسان توسط انسان با استفاده از ابزارهاي مادي - معنوي وسازمان حاكميت .)) فاكتور هاي مختلفي در تعيين وتنظيم ميزان حقوق فرد وجمع دخالت دارند.مهمترين آنها فاكتور نياز انساني است ، در نتيجه هر ميزاني كه كارگران براي زندگي خود و خانواده شان نياز داشته باشند ، حق مسلم آنها محسوب ميشود.(هرچه كمتر ازآن ميزان به آنها تعلق بگيرد به همان ميزان حقوقشان پايمال شده است.) با توجه به مقدمه بالا استفاده برابر از تمام تسهيلات (استفاده برابر از مدرسه – دانشگاه –خيابان –پارك –لوازم تفريحيبهداشت و...) موجود در يك جامعه حق همه اعضاي آن جامعه است ، تا بتوانند خودرا براي توليد و مديريت آينده جامعه آماده كنند.ممكن است به پذيريم موقعيت اجتماعي و اقتصادي پائين يك پدر بر اثر كم كاري يا ندانم كاري خودش اتفاق افتاده باشد، ولي نميتوانيم بپذيريم كه فرزند به جرم اينكه پدرش نادان بوده است ،حق استفاده برابر از تسهيلات اجتماعي را ندارد.((انتقال جرم پدر به فرزند و تنبيه فرزند به خاطر فقير بودن پدر خود جرم و تبعيض است كه سرمايداري به طور متداول مرتكب ميشود.))در حالي كه سرمايداري با استفاده از فاكتور سرمايه نظام كاستي سرمايه سالاري را به جامعه تحميل ميكند ،در نتيجه فرزندان كارگران و كارمندان به دليل ضعف اقتصادي پدرانشان نميتوانند از تحصيلات برابر جهت رسيدن به موقعيت هاي برابر وعبور از مرز كاست سرمايه سالاري استفاده كنند. به همين دليل است كه فرزندان كارگران به جزء موارد استثنائي جاي پدرانشان را پر ميكنند . وفرزندان سرمايداران به رتبه هاي بالاي مديريتي دست يافته و مجددا" كاست سر مايه سالاري را باز توليد و تقويت ميكنند. تازماني كه اين دور تسلسل گسسته نشود ،مديريت تمام محور ها در اختيار سرمايه سالاران و زحمت و گرسنگي نسيب طبقه كارگرو ديگر اقشار پائين خواهد شد. براي گسستن كاست سرمايه سالاري بايد بابرنامه هاي بلند مدت و درهمين حين كوتا ه مدت وارد عمل شد. 1- رايگان كردن آموزش وپرورش وآموزش عالي 2- توزيع برابر سود توليد ،ميان فاكتورهاي توليدي كالا 3- پذيرفتن شخصيت عيني براي كودكان جداي ازموقعيت اقتصادي واجتماعي پدر ومادرشان(يك كودك داراي شخصيت مستقل و عضوي غير قابل تفكيك اجتماعي است ،كه بايد به جهت پرورش استعدادهاي او بدون تبعيض ازكليه تسهيلات اجتماعي استفاده برابر شود. 4- تعيين حقوق (دستمزد) افراد جامعه نبايد تحت فشار رقابت غير انساني روابط نظام سرمايداري وعمل كور سرمايه انجام گردد، بلكه مبناي تعيين حقوق افراد بايد نياز هاي اجتماعي واقتصادي خانوار ها مناسب با نياز هاي يك جامعه اي جهت دار به سمت توسعه يافتگي تعريف و تعيين گردد. ( با توجه به موارد بالا درسبد هزينه هاي يك خانواده كارگري بايد هزينه هاي آموزش وپرورش – خوراك ونياز هاي اوليه- مسكن مناسب - آموزشهاي مختلف اجتماعي – بهداشت و درمان – تامين اجتماعي – تفريحات سالم ونيازهاي روحي ورواني افراد تك به تك وخانواده در مجموع دخالت داده شود.) لازم است بدانيم معلمان – دانشجويان – بخش بزرگي از كارمندان – كودكان خياباني – كودكان كارزنان -كشاورزان هر كدام با درجات اندكي متغيير به نوعي نوساني اعضاء تشكيل دهنده طبقه كارگر هستند.(هرچند درجات وابستگي گروههاي نامبرده در زمانهاي مختلف اندازه هاي متفاوتي دارد) بنابراين غافل شدن از اعضاء مختلف اين طبقه باعث عدم موفقيت در اهدافمان خواهد شد.جنبش كارگري زماني ميتواند سرمايداري را وادار به عقب نشيني و پذيرش حقوق كارگران به كند ، كه بتواند تمام زواياي طبقاتي خود را شناخته و ضرورت احقاق حق به صورت تقاضاي سرنوشت ساز عمومي را در تمام سطح عرضي وطولي طبقه خود گسترش بدهد.(( دفاع از حقوق بيكاران – دفاع از كودكان كار – ذفاع از كودكان خيابانيدفاع از دانشجويان – دفاع از حقوق معلمان – دفاع از حقوق زنان ودختران ، در واقع دفاع از حقوق به حق و بلا شك تماميت طبقه كارگر است. نبايدفراموش كرد كه طبقه سرمايه دار بدون تفكيك تمام اقشار جامعه را به منظور كسب سود هرچه بيشتر با در جات متفاوت ومتناسب با امكانات موقعيت آنها استثمارش ميكند. بنابراين كارگران نيز براي مبارزه با استثمار انسان بدست انسان بدون تفكيك بايد قشرهاي مختلف جامعه را وارد گود مبارزه كند.كارگران نميتوانند به حقوق صنفي خود يا هر حق ديگري دست بيابند ، تازماني كه معلمان به حق خود نرسيده باشند. همچنين معلمان نميتوانند به حقوق خودست بيابند ، تازماني كودكان خياباني به آرامش و زندگي انساني نرسيده باشند.

 البته مبارزه امروز براي احقاق حقوق از مرز وبخش حداقل دستمزد ها وقراردادهاي( ددمنشانه و غير انسان) موقت تحميل شده به طبقه كارگر شروع شده وادامه مييابد.كارگران بايد به طرف مقابل ( سرمايداران و دولت مطبوعشان) بقبولانند كه با مبلغ 1220000ريال حتي يك نفرنميتواند زندگي كند.بلكه براي تعيين حداقل دستمزدها ،حداقل هزينه هاي مختلف يك زندگي متوسط بالاي خط فقر به طور تمام وكمال دخالت داده شود. كه البته با يك بررسي اجمالي ميتوان مشخص كرد: ((برآورد هاي زير بااندكي نوسان ميتواند قابل قبول باشد.طبق بررسي هاي انجام شده حداكثر دريافتي كارگران متخصص كه تعدادشان بسيار كم است با كليه مزايا مبلغ 3800000ريال بوده است.و حداقل حقوق غير رسمي كه به وسيله قراردادهاي سفيد امضاء به برخي از كارگران تحميل شده است مبلغ 600000ريال بوده است.وحداقل دستمزد رسمي اعلام شده مبلغ 1220000ريال ميباشد. با توجه به اين سه رغم نتايج زير قابل استخراج است.))

 ميانگين حداكثر دريافتي 2510000=2 ÷ 5020000=1220000+  3800000

ميانگين حداقل دريافتي 910000=2 ÷ 1820000= 1220000 +600000

حد متوسط ميانگينهاي دريافتي 1710000= 2 ÷ 3420000= 910000+2510000

براي بررسي دقيقتر وبدست آوردن نتيجه با حداقل هزينه هاي يك زندگي متوسط خانوار چهارنفري برآورد ميشود.

                         ليست بر آورد حداقل هزينه هاي لازم براي زندگي متوسط خانواده چهارنفري درتهران وحومه

هزينه خوراك و ميوه                                                                                                  1250000ريال

 هزينه مسكن(پرداخت اجاره بهاء يا هزينه فرصت مسكن )                                                   1000000ريال

هزينه پوشاك (كيف و كفش و پوشاك)                                                                              700000ريال

هزينه بهداشت (هزينه هاي بيمارستاني ودارو- لوازم بهداشتي ونظافتي)                                     400000ريال

 هزينه هاي آموزشي (كتاب ونوشت افزار –اياب ذهاب – شهريه ها)                                         800000ريال

 هزينه هاي متفرقه ( آب –برق – تلفن – گاز –عوارض وغيره )                                              400000ريال

هزينه هاي تفريحي ( مهماني آمدن – مهماني رفتن – گردشها و نياز هاي روحي ورواني)                700000ريال

جمع كل هزينه هاي يك ماه نيازهاي مبرم زندگي متوسط يك خانواده چهار نفري                          5250000ريال

      باتوجه به اين كه در جدول بالا هزينه هاي عمومي از قبيل مراسمهاي عزا و جشنها وكالاهايي با طول عمر طولاني مدت خانواده مانند لوازم خانگي از قبيل فرشيخچال –تلويزيون-... – مبلمان – ظروف - ... و لوازم خواب در نظر گرفته نشده است. حداقل هزينه زندگي متوسط خانواده چهار نفري مبلغ 5250000ريال ميباشد. در مقايسه مبلغ مورد نياز با مبالق دريافتي كسريهاي به كارگران تحميل ميگردد ،كه عبارتند از :

 ميزان كسري براي كساني كه حداقل حقوق را دريافت ميكنند                   4650000=600000- 5250000

 ميزان كسري براي كساني كه حداكثر حقوق را دريافت ميكنند                 1450000= 3800000- 5250000

ميزان كسري ميانگين حداقل دريافت                                                  4340000= 910000- 5250000

ميزان كسري ميانگين حداكثر دريافت                                                 2740000= 2510000- 5250000

ميزان كسري حدمتوسط ميانگينهاثي دريافت                                        3540000= 1710000- 5250000

((رقم آخر يعني ميزان كسري حدمتوسط ميانگينهاي دريافتي مهمترين رقم كسري است كه حجم آن طبقه كارگررا به صورت جمعي تهديد ميكند و به دنبال آن كل جامعه اي انساني در خطر به سرميبرد ، تمام مضلات اجتماعي نتيجه تحميل چنين كسري از جانب طبقه حاكم بر طبقه محكوم است)) كارگران اين كسري را به صورتهاي مختلف جبران ميكنند كه ظلتها وفساد هاي فردي واجتماعي نتيجه راهكارهاي جبران چنين كسريهاي است. 1- باافزايش ساعات كار وكاركردن در چند نوبت يا در چند محل مختلف 2- با كم كردن هزينه هاي زندگي ( دچار سؤ تغذيه شدن- بيسوادي كودكان – عدم استفاده از تفريحات و مهمانيها- زندگي در بيغوله ها – گرفتار دائمي به بيماريهاي مزمن – عدم استفاده از بهداشت ودرمانمصرف نكردن از ميوه ها- لباسهاي مندرس- دچار افسردگي و بعضا" دچار تخلفات اجتماي وفساد واضمحلال زندگي –نابودي كرامت انساني يا همان عينت وشخصيت انساني) مبارزه باچنين مضل وكسب حق وحقوق اوليه وانساني براي طبقه كارگر جز از طريق اتحاد كليه بخشهاي طبقه كارگر با ساختار تشكل هاي مستقل امكان پذير نيست.اما اين يك پروسه طولاني با مبارزه و مباحثات تئوريك بسيار دقيق وتنشزا است ، وآنچه ضرورت امروز است ، مبارزه براي بالابردن حداقل دستمزدها و فسخ قرادادهاي موقت – قانون مند كردن كار دائم – لغو قوانين ضد كارگري – تثبيت مطالبات كارگري به عنوان حق مسلم آنها و همچنين به موزات چنين خواستهاي بخش دوم ضروزتها را بايد به اجرا ء گذاشت (تثبيت و اجراي تشكلهاي مستقل – اعتصابات – راه پيمائي – گردههائي –تظاهرات - تشكيل اتحاديه هاي وسيعتروپيوند به اتحاديه هاي منطقه اي وجهاني). از طرفي بايد زمينه هاي لازم براي بخش سوم ضرورت هارا به موزات دوبخش اول ودوم پايه ريزي كرد ( بخش سوم را ميتوان چنين بيان كرد.ضرورتهاي كه مطالبات فرامادي را تضمين ميكنند و به نوبه خود حقوق مادي را تثبيت مينمايند.(قوانين تامين اجتماعي- عدالت اقتصادي،اجتماعي ، سياسيزمينه هاي شكوفائي علمي ، فرهنگي ، هنري درميان كليه اقشار جامعه –در نهايت توزيع عادلانه ثروت در كشور و بخصوص در جهان) ( چون جهان به طور طبعيي به سمت يكپارچه شدن حركت جهت دار دارد بنابراين نميتوان توزيع عادلانه را در يك كشور جدا از كل جهان به اجراء گذاشت . البته جهاني شدن با جهاني سازي تفاوت بسيار دارد .و آنچه در حال اجرا شدن است جهاني سازي استثماري ويك طرفه و تحميلي از جانب امپرياليستها به جهت غارت و بهره كشي از ملل جهان و بخصوص جلو گيري از جهاني شدن واقعي ميباشد.در واقع جهاني شدن در معناي كلي يكدست شدن كليه محورهاي اجتماعي از قبيل فرهنگ – مليت – مرزها و اقتصاد است ،البته به صورت سير طبعيي. در حالي كه جهاني سازان در تلاشند فقط اقتصاد را آن هم به صورت يك طرفه يعني سرازير شدن سود اقتصادي از كشورهاي فقير به سمت كشورهاي غني صورت پذيرد و درهمين حين هرروز موانع بيشتري براي يكپارچه شدن بقيه محورها ايجاد ميكنند.)). هرچند با وجود سه جانبه گرائي امكان ندارد كارگران به خواسته هاي خود برسند ((در نشتهاي سه جانبه يك نماينده از طرف كارگران است (در صورتي كه واقعا" نماينده كارگران باشد.) در مقابل دو نماينده از طرف سرمايداران ( مشخصه اثباتي اين موضوع در ايران وزير كار است كه از جبهه مشاركت اسلامي ميباشد كه ميدانيم جبهه مشاركت اسلامي يك تشكيلات طرفدار سرمايداري و ضد كارگري است)بنابراين در حالت بسيار خوشبينانه با حضور نماينده فعلي تحميل شده به كارگران نتيجه جلسات سه جانبه افزايش 12% دستمزدها كه در واقع در نهايت شتاب منفي محسوب ميشود، نوعي كم كردن دستمزدها وافزايش سود سرمايداران است.به جرات ميتوان گفت اگر نماينده كارگران در جلسات سه جانبه شركت نميكرد افزايش حداقل دستمزدها بيش از اين ميشد ، بنابراين سرمايداران و كارفرمايان كه يكي از آنها دولت است بسيار خوشحال هستند كه در جلسات سه جانبه گراي سه نماينده از خود دارند.و هر سال نمايشي جهت فريب كارگران اجراء ميكنند. در نهايت آنچه ضرورت روشن وفوري امروز براي پي گيري مسائل جنبش كارگري است عبارتنداز:

 1- باوجود مراتب بالا اگر كارگران بتوانند نماينده دست نشانده سرمايداري و دولت را كنار گذارده و نماينده واقعي و مستقل خود را به جلسات سه جانبه به فرستد ، با توجه به اينكه او نيز در مقابل دو نماينده سرمايداري (1- نماينده كارفرمايان

 2- نماينده دولت كه خود دولت در كل نماينده كارفرمايان (سرمايداري ) است) تنها خواهد بود ، اما بدليل مستقل بودن و داشتن پشتيباني به نام طبقه كارگر ((به همين دليل نيازو ضرورت حساسيت دائمي و داشتن تشكيلات منظم قدرتمند براي كارگران الزامي است.)) ميتواند يك چانه زني بسيار توانمندي را به كارفرمايان تحميل كند.به هر صورت انتخاب چنين نماينده اي ايجاد وحفظ تشكلهاي مستقل و آزاد كارگري را الزامي ميكند. 2- دومين ضرورت اتحاد محور هاي مختلف كارگري است

 3- ايجاد اتحاد در بخشهاي مختلف طبقه كارگر

 4- حساسيت عمومي وكسب آگاهي دائمي از وضعيت خود وجامعه اي مرجع

 5- استفاده از حق اعتصاب – راه پيمائي و... براي حذف قراردادهاي موقت و تثبيت حد متوسط ميانگين دستمزدها يعني 1710000ريال به عنوان سقف حداقل دستمزدها براي سال 1384

پنج مورد بالا ميتواند گام اول حركت جنبش كارگري در سال 84 باشد . در گامهاي بعدي بايد دريافت دستمزد در حد رفع تمام نيازها و توان دخالت و تعيين سرنوشت خود وجامعه مرجع و ممنوعيت كار كودك – آموزش رايگان در تمام سطوح وتوزيع عادلانه ثروت اجتماعي در دستور كار مبارزاتي قرارداده شود .باميد چنان روزي.

                                                                                                      محمد اشرفي 20/1/1384