|
نشت مادرید و بازسازی
عراق
آنچه پس از اشغال عراق
توسط نمایندگان
و بازوان مسلح شرکت ها
کمپانیهای انحصارطلب که تلاش می کردند
رقابت آزاد در قالب
سرمایداری را به چپاول و
غارت انحصاری تبدیل کنند. پیش آمده است که
آشکارشدن رقابت
وحشیانه درون سیستم
سرمایداری می باشد و حال بی پرده وخارج از
رویه دیپلماسی یک بام
و دوهوا کاملا" واضح و
روشن برای تکه پاره کردن عراق و تقسیم
غنایم بدست آمده از آن
در قالب های مختلف
مانند(قطعه نامه شورای امنیت- نشست مادرید
و مذاکرات پراکنده
آشکار و پنهان برای یکدیگر
شاخ و شانه می کشند اما همه آنها در نهایت
طرفدارسیستم
اقتصادی سرمایداری با رویه
رقابت غیرانسانی و ددمنشانه ای هستند که
همین نقطه
اشتراک باعث ایجاد ائتلاف
پنهان و دیکته شده ازجانب بنگاههای
اقتصادی جهانی خواهد
شد و رویه فعلی نصیب مردم
عراق می شود و هیچ چیزی جز تابعیت و برده
بودن ندارد. عده
ای اعتقاد دارند بالاخره
ثبات به عراق بازخواهد گشت و مردم عراق به
یک حکومت
دموکراتیک خواهند رسید.
اما آنها چشمان خود را بسته اند و رابطه
اقتصادی تجاوز به
عراق را با حکومت دمکراتیک
و مستقل را نادیده می گیرند این افراد با
اعتقاد به
اینکه سیاست جدای اقتصاد
می تواند وجود داشته باشد و حکومت دمکراسی
جدای سیاست بین
المللی وجود دارد تلاش می
کنند تاثیرات اقتصاد - سیاست جهانی -
حکومت های مستقل و
دمکراتیک بریکدیگر را
نادیده بگیرند به همین دلیل فکر می کنند
یک کشور بدون استقلال
میتواند دمکراتیک باشد و
یا اعلام می کند امریکا اگر چه از نظر
اقتصادی عراق را
غارت می کند ولی برای عراق
بنیانهای دمکراسی به ارمغان می آورد.
این افراد چشمان خود را به
واقعیت ها
بسته اند که دمکرات های
غربی تا دو دهه قبل اعتقاد داشتند دمکراسی
از درون لوله های
تفنگ امکان ندارد بیرون
بیاید ولی همان دمکراتها و لیبرالهای غربی
اعلام می کنند
دمکراسی را با موشک ، تانک
و زره پوش برای عراق به ارمغان می آورند
این همان سیاست
یک بام و دو هوا است. غرب
به اصطلاح آزاد ادعا دارد سیاست مستقل و
آزاد - فرهنگ
پیشرو- پیشرفت تکنولوژی و
فن آوری حکومتها یا دمکراسی می تواند پس
از ایجاد اقتصاد
آزاد و جهانی شدن بدست آید
و دراین مسیر برای وادار کردن و تحت فشار
گذاشتن دیگر
کشورها با هم رقابت می
کنند سوال این است وقتی اقتصاد آزاد و
جهانی شدن از طریق
حمله نظامی و ارعاب و وحشت
ایجاد می شود و مردم عراق حق مذاکره آزاد
ندارند حق
معامله اقتصادی به هرکسی
می خواهند ندارند. حق تشکیل حکومت مستقل
وآزاد ندارند
چگونه می توانند زمینه و
ریشه های اقتصاد آزاد - دمکراسی- سیاست
مستقل وآزاد را
بنیان گذاری کنند. پیرو
همین دلیل هیچ کشور دیگری نیز نمی توانند
با شرایط تحمیلی
فعلی دنیا ریشه و بنیانهای
آزادی را در خود ایجاد کنند. والبته چنین
رویه که درجهان
سرمایداری به صورت ذاتی
شده است ذاتا" بازتولید یک سیستم
دیکتاتوری است به نام
دیکتاتوری بورژوازئی که
همان حکومت اقلیت سرمایدار بر اکثریت می
باشد که ملاک ها و
میزان و رویه های این
طریقه دیکتاتوری را میزان ثروت تعیین می
کند به هر حال با
چنین صورت بندی که در حال
تکوین است و سازمانهای بین المللی علنی و
پنهان- رسمی و
غیر رسمی با رویکرد جهانی
یا منطقه ای همگی در خدمت سرمایه در گردش
دلالی انجام
وظیفه می کنند و مخالفت با
این سیستم را به وسیله بنگاه های تبلیغاتی
نا مشروع جلوه
داده می شود وبدنبال آن
بوسیله ماشین جنگی به عنوان تروریسم سرکوب
می گردد از طرفی
نشست مادرید یک گام کوچک
ولی مثبت برای سازش بین غارت گران بوده
است هر چند پس از
آن در درون عراق جواب های
کاملا" مشخص به این نشست داده شد و آن
بیشتر شدن حملات در
عراق بر علیه متجاوزین
بوده است آنها چند کشور دیگر را با عنوان
زیبا و پرطمطراق
بازسازی به ائتلاف نزدیک
کردند. که این کار استقلال طلبان را سختتر
می کند ضمن
اینکه شرکت ها وکمپانیهای
جهانی عجله زیادی ندارند و آنها بوسیله
این اعمال برای
چند دهه آینده سرمایه
گذاری می کنند بنابراین نشستهای مانند
مادرید در آینده بسیار
خواهد بود و هر کدام به
نوبه خود چند درصد نسبت به قبلی سودآور
خواهند شد که در
نهایت و مجموع غارت گران
را به مقصود خود خواهد رساند. آنها نام
غارت را بازسازی می
گذراند وافکار عمومی را با
این فریب سالها مشغول می کنند رویه
متجاوزین دائما"
اینگونه بوده است که به یک
محلی تجاوز می کردند و می کنند و اگر کسی
مقاومت می کرد
با او به عنوان مخالف
پیشرفت - مخالف صلح - به عنوان خشونت طلب
و غیره مبارزه می
کردند و وقتی موفق به شکست
مقاومت نمی شدند درخواست مذاکره می کردند
یعنی مقاومت را
وادار می کردند درمورد
حقوق صد در صدش تن به مذاکره وسازش بدهد
در همین حین خود را
صلح طلب و دعوت کننده به
مذاکره و صلح قلمداد می کردند و تجاوزگری
خود را مشروع
نشان می دادند در طول
تاریخ نمونه های بسیاری وجود دارد ولی سه
نمونه عمده که
امریکا در آنها دست مشترک
دارد1- حمله و تجاوز به سرخپوستان و تصرف
زمین های آنها و
کشتار آنها و پس از تصرف
آنها را دعوت به صلح می کردندو سرخپوستان
ناچارا" تن به
صلح می دادند ولی بعد از
مدتی دوباره همان صلح ظالمانه را
امریکائیها زیر پا
میگذاشتند2- حمله به
ویتنام و تحمیل مذاکره برای تصرف نیمی از
آن 3- ماجرای روتین
فلسطین که اسرائیل به کمک
امریکا تجاوز میکند و به طبل صلح طلبی باز
می کوبد. در
نتیجه تا زمانی که مردم
دنیا تن به مذاکره پس از تجاوز بدهند این
دور تسلسل همچنان
ادامه خواهد داشت مگر
اینکه مردم دنیا با هر وسیله و روشی که
امکان مبارزه دارد
بدون توجه به تبلیغات
بنگاههای خبری و شاخکهای حسی سرمایه به
مبارزه برخیزند بخصوص
با روشهای که سیستم
سرمایداری بیشتر از آنها می ترسد که درحال
حاضر دقیقا" رویکرد
تروریستی است بنابراین هر
روشی که برای سرمایداری منفورتراست آن روش
باید سرفصل
مبارزات قرار گیرد در این
صورت نشستهایی مانند مادرید بازده منفی
برای متجاوزین و
بازده مثبت برای
آزادیخواهان به ارمغان خواهد آورد.
محمد اشرفي
|