Free Web Hosting | free host | Free Web Space | BlueHost Review
 

به سایت محمد اشرفی خوش آمدید

 

هيجدهم تير

موضوعي كه قصد بحث در آن را داريم سالگرد 18 تير است كه البته با موضوع از پيش تعيين شده ما داراي هماهنگي بسياري است . اگر به خاطر داشته باشيد قرار بود  اين هفته در رابطه با خشونت پنهان و ساختاري بحث كنيم. بنابرين وقت را غنيمت شمرده در مورد هر دو موضوع يك جا صحبت ميكنيم.

همانگونه كه گفتيم خشونت ساختاري هر چند پنهان و خفيف به نظر مي آيد، ولي متغييري است ضمن تداوم و گستردگي بسيار در عرض و طول زمان و گستره جغرافيايي ، تمام خشونتهاي بعد از خود را تعيين كرده و تابع خود نموده سپس به جامعه تحميل مي كند. سركوب يك حركت اجتماعي از طروق مختلف( سركوب از طريق لفظي- مخالفت ميداني سازمان نيافته- استفاده از ساختار نظامي- قضائي و اطلاعاتي كه همگي در يك مسير براي حفظ وضعيت موجود، كه خود آن وضعيت موجود، موجب اعتراض استَ، بودند.) مانند اعتراض 18 تير را خشونت ساختاري مي نامند ، كه به وسيله يك عده اي براي حفظ وضعيت موجود به جهت حمايت از منافع نامشروع قشري خود اجرا گرديد.

بنابراين پس از اين سركوب واهانت به دانشجويان و اطرافيان آنها( مانند پدر- مادر- خواهر- برادرو...) تحت عنوان ارازل و اوباش سپس دستگيري - ضرب و شتم - محاكمه غير دمكراتيك و غير اخلاقي- زنداني كردن و گم وگور كردن آنها. ديگر راهي جز از طريق ابراز خشونت با اعتراضات پيش روي دانشجويان- كارگران- معلمان و ديگر اقشار باقي نمي ماند. سوال اين است آيا براي احقاق حقه در مقابل كساني كه با خشونتهاي مختلف ساختاري تلاش مي كنند، ناعدالتيها را حفظ كنند راهي جز خشونت وجود دارد؟

آيا كساني كه درمقابل اعتراض آرام برآشفته شده و آگاهانه با شديدترين برخورد معترضين را سركوب مي كنند، و با برچسبهاي گوناگون عمل زشت خود را توجيه و پنهان مي كنند. مي شود با خواهش و تمنا و لفظ لطيف و عاشقانه به نتيجه رسيد؟ ما فكر ميكنيم چون طرف مقابل آگاهانه و با تمام توان و با ترس از اين كه اگر وضعيت موجود تغيير كند تمام امتيازات غير انساني و غير قانوني (( استفاده از سهيمه هاي دانشگاهي - رانت خواري - غارت اموال با عنوان خصوصي سازي - استفاده از ياساي آقازادگي و صدها اميتاز ديگر )) خود را از دست خواهد داد بنابراين آگاهانه با هرچه خشونت تمامتر برخورد مي كند. شايد راهي به جز مقابله به مثل نباشد. در همين حين خشونت ورزان خيال شان نسبت بخشهاي از دوم خرداديها نيز راحت است چون اين بخش اعتقاد دارد كه بايد با آرامش پيش رفت و از خشونت و تنش جلوگيري كرد. بايد گفت اين عده تمايلي به اصلاح واقعي ندارند.((چون درتمام منافع نامشروعي كه در بالا نامبرده شد اين عده نيز شريك هستند. )) بلكه تلاش مي كنند تا حدودي ظاهر را اصلاح كنند. تا ضمن ايجاد دريچه اطمينان با اصلاح ظاهر باعث فريب مردم شده كه بتوانند  وضعيت موجود را در باطن حفظ كنند.(( اين افراد ميدانند اگر اصلاحات گسترده شود و در مسير واقعي حركت كند. دقيقا"‌از محورهاي مركزي كه حافظان منافع نامشروع شمرده شده هستند خواهد گشت، آنگاه خشونتهاي اعمال شده در گذشته برملا شده و باعث تشديد خشونتهاي بيشتر و درنهايت باعث انقلابي گري خواهد شد. كه به دنبال آن كليه پايگاه هاي اجتماعي كه فعلا" برايشان باقي مانده است، ازدست خواهد رفت. به هر صورت خشونتهاي ساختاري را مي توان چنين بيان كرد:‌

1- ايجاد بيكاري از طريق اخراجها و استفاده از مقوله بيكاري براي سركوب معترضين. 2-ايجاد تفرقه بين افراد  يك جامعه كاري 3- تعديل ساختاري 4- جلوگيري از ايجاد شدن تشكلهاي مستقل و آزاد 5- تغيير و زير پاگذاشتن قوانين كار 6- تحميل فقر و گراني به مردم 7- خصوصي سازي مدارس - دانشگاهها،نظام پرستاري ، تامين اجتماعي، بيمه ها ، بهداشت عمومي ، تعديل خدمات اجتماعي، تحميل هزينه هاي سنگين به طبقات پايين و ... 8- ايجاد عدم امنيت شغلي 9- عميق تر كردن ناعدالتيهاي اقتصادي 10- عميق تر شدن شكاف طبقاتي 11- سركوب اعتراضات صنفي و سياسي 12- جلوگيري از نهادينه شدن نهادهاي مدنيت و دهها طريقه ديگر كه همگي در محوريت خشونتهاي ساختاري قرار دارند، و اين خشونتها باعث بوجود آمدن شرايط بخصوص اجتماعي است كه محصولاتي چون اعتياد ، بيسوادي - سو تغذيه- كودكان خياباني - زنان خياباني- تكدي گري - دختران و پسران فراري - دزدي - شغلهاي كاذب- افزايش بيماريهاي رواني - عدم امنيت شغلي، اجتماعي ، بهداشتي- جاني و ... كه همگي در دور تسلسل باعث به وجود آمدن روحيه پرخاش و خشونت گراي مي شوند. از طرفي مجموعه افراد با روحيه پرخاشگري الزاما"‌به مسيرخشونت عمومي كشيده خواهد شد. درنهايت ما اعتقاد داريم آنچه كه باعث عكس العمل خشونت بار طبقات متوسط و پايين جاممه مي شود،‌عمل خشونت بار طبقه متوسط و پايين و حتي روحيه و عملكرد تروريستي نتيجه و محصول خشونتهاي ساختاري است ، كه توسط طبقه حاكم ( سرمايدار) با سيستم سياسي- اقتصادي- فرهنگي و نظامي سرمايداري به جامعه تحميل ميگردد. و تا زماني كه نظام سرمايداري با ابزارهاي خشونت بارش پا برجا باشد، اعمال و اعتراضات خشن در جامعه همچنان وجود خواهد داشت.((‌ حتي رويكرد تروريستي در آينده به نوعي مبارزه با ناعدالتي به صورت مشروع تبديل خواهدشد كه اين نيز نتيجه خشونتهاي ساختاري است.)) چند مثال جهت روشنتر شدن موضوع بيان مي كنيم، فرض بگيريم كه پس از خصوصي شدن مدارس، دانشگاهها و تامين اجتماعي تعدادي از افراد جامعه امكان دسترسي به مدرسه- دانشگاه و بهداشت نداشته باشند . وقتي اين كودكان رشد كردند ، جز سركوب چه چيزي نصيبشان شده است؟ شكافها و تفاوتهاي طبقاتي را لمس كردند و با توجه به آرزوها وآمالشان كه سر كوب شده است. آيا جز شورشگري و داغان كردن هر آنچه كه نياز به آن دارد ولي نمي تواند بدست آورد، راهي ديگري مي توانسته ياد گرفته باشد.

يك كودك خياباني تنها از طريق دزدي ، شكستن شيشه ، سرقتهاي مسلحانه و... طريقه ديگري نمي داند. و ما كه اين و ضعيت را به او تحميل كرده ايم ، حق نداريم بر چسب ارازل واوباش به او بزنيم و محاكمه اش بكنيم. بخاطر خيانتهاي كه به جهت حمايت از امنيت سرمايه و نظام سرمايداري امروز ما مرتكب مي شويم ، كودكان طبقات پايين را تبديل به خشونت گرا و ارازل و اوباش ميكنيم و در آينده ميخواهيم آنها را محاكمه كنيم، اين خود عين خشونت و تروريسم است.

وقتي جوانان - دانش آموزان - دانشجويان اجازه تشكيل گروهها، سازمانها و احزاب مستقل و آزاد را ندارند، تا از طريق آن اعتراضات خود را بيان كنند، راه ديگري جز شكستن شيشه- آتش زدن خود رو و درنهايت عمل ترور برايشان باقي نمي ماند.

وقتي كه كارگران - معلمان .... اجازه تشكيل شوراها- اتحاديه و سنديكاي مستقل و آزاد را ندارند، و همچنين چماق اخراج و بيكاري دائما"‌بالاي سرشان حاضر است و از طرفي  گراني و تورم و خصوصي سازي باعث - عقب ماندگي - شكاف طبقاتي وسرخوردگي هر چه بيشتر خود و خانواده اش مي شود ، ديگر او هيچ راهي براي اعتراض جز آتش زدن كارخانه و بستن بزرگراهها ندراد.

اگر مي خواهيم خشونتهاي آشكارو شورشها و قيامها - ترورها و در نهايت انقلابي گري پيش نيايد، بايد اول از خشونتهاي ساختاري كه از طرف نظام سياسي سرمايداري بر عليه طبقات متوسط و پايين تحميل مي شود جلوگيري كنيم . و لا غير...

                                                                                                                 محمد اشرفي