|
افزايش
شاخص هاي گراني وتورم مساوي
است
با
افزايش شتاب كاهش ارزش
دستمزدها
دوستان، اين روزها مسئله گراني به
نهايت خود نزديك مي شود نبايد فراموش كرد
كه نان با تمام مواد ديگر يك تفاوت بسيار
عميقي دارد ضمن اينكه نان توشه اي است به
عنوان آخرين اميد براي زنده ماندن . درست
است كه به عنوان يك ماده غذائي حساب
ميشود، ولي از نظر روحي و رواني نان تكيه
گاه
براي انسانها محسوب مي شود و انسانها از
نظر روان شناختي هر ماده اي غذائي را
نمادي
از نان به حساب مي آورند و هر چه گران شود
ماده اي ديگري را جايگزين مورد گران شده
مي كنند و نان را به عنوان تك خال آخر در
آستين خود جايگزین مطلوبيتها نيز دچار
گراني شده است آنهم گراني به مقدار 25% و
حالا نان خالي خوردن هم چه از نظر رواني و
چه از نظر مادي باعث نگراني هاي عميقي شده
و خواهد شد. اين نگراني را بايد سر فصل
نگراني هاي بعدي قرار داد، بايد چاره اي
انديشيد در غير اينصورت اعتماد به نفس
جامعه دچار تزلزل بيشتري خواهد شد و اين
تزلزل زماني به تضاد خواهد گراييد كه
بدانيم هر سال افزايش قيمت مواد غذائي و
در كل مواد مصرفي اوليه زندگي چندين برابر
بيشتر از افزايش دستمزدها بوده و خواهد
بود. اين تفاوت درمدت هر چند سال كه
ميتوان
به عنوان يك دوره از آن نام برد يك برابر
بيشتر از دستمزدها افزايش مي يابد كه به
عنوان مثال گوشت قرمز در سال 57 به قيمت
135 ريال بود و دستمزد كارگران 3000 ريال
و
حالا گوشت قرمز 40000 ريال و دستمزد
كارگران 28500 يعني گوشت قرمز300 برابر
افزايش
يافته و دستمزد كارگران فقط 95برابر شده
است به اين صورت بايد بيان كرد كه حقوق
كارگران 5/20 برابر كاهش يافته است . اگر
ميزان دستمزدها متناسب با گوشت افزايش
يافته بود در حال حاضر بايد دستمزد روزانه
كارگران 90000 ريال مي بود. چرا كه در
سال 57 يك كارگر با دستمزد روزانه خود مي
توانست 2/2 كيلوگرم گوشت بخرد و امروز فقط
مي تواند 7/0 كيلوگرم گوشت بخرد، 5/1 كسري
با همان نرخ تفاوت به جيب چه كسي يا
كساني سرازير شده است ما ميگويم سرمايه
داران توانسته اند سود خود را از محل كسر
مخارج و هزينه هاي طبقه پايين بالا ببرند
و چون در جامعه مواد مصرفي و پول و سرمايه
به اندازه مشخص و معيني وجود دارد
بنابراين وقتي كسي بيشتر برداشت مي كند
عده اي در
فقر و فلاكت گرفتار مي شوند در نتيجه
سرمايه داران براي ثروتمندتر شدن با
استفاده
از دستگاهها و نهادهاي دولتي ازمحل لقمه
نانهاي فقرا هر روز بر ثروت خودافزوده اند.
و اين قابل تحمل نخواهد بود كه همچنان
ادامه يابد و در زماني بغرنج مي شود كه
بدانيم كرايه هاي مسافربري نيز بين 25%
الي 35% نسبت به سال 81 افزايش يافته
درمقابل اين افزايش دستمزدها فقط 17%
افزايش يافته اند كه حدود 8% كمتر از مواد
مصرفي مي باشد يعني هر سال حدود 8% از
دستمزد كارگران كم شده به سود سرمايه
داران
افزوده مي شود و پس از يك دوره 6 الي 7
ساله نصف ارزش خود را از دست خواهد داد و
همان ارزش از دست رفته به جيب سرمايه
داران سرازير ميشود. درمورد اجاره مسكن-
خريد
مسكن - لباس و غيره نيز دقيقا" همين
مسئله مطرح مي شود. بايد راهي براي خروج
از
چنين ناعدالتيها پيدا كرد و ما مي گويم
تشكيل اتحاديه - سنديكا و شوراهاي كارگري
با
رويكردي حق اعتصاب و استفاده از ديگر
راهكارهاي احقاق حقوق قدم اوليه براي
جلوگيري
ازاين ناعدالتيها است . بياييد براي
عادلانه كردن جامعه خود از طبقه کارگر به
عنوان
تنها نیروی تولید کننده و گرداننده اقتصاد
جامعه واقعا"حمايت كنيم تا بتوانند
متشكل شده و بدنبال تشكل كارگران عدالت را
در جامعه برقرار خواهد شد. فقط در صورت
متشكل شدن طبقه كارگر است كه مي توان از
ناعدالتيهاي چون خصوصي سازي مدارس ( كه
ايجاد طبقات كاستي جديدي كه ميزان ثروت
تعيين كننده سطح طبقاتي اجتماعي و ميزان
استثمار خواهدشد.) تامين اجتماعي و زير
پاگذاشتن قانون كار و صدها خصوصي سازي
ديگر
كه همگي باعث مي شوند ارزش دستمزد كارگران
و كارمندان هرروز پايين تر آمده و به
تناسب تنزل حقوق اين افراد سودهاي كلاني
به سمت سرمايه داران انباشت شود و همين
انباشت سرمايه به نوبه خود باعث افزايش هر
چه بيشتر استثمار گردد. اين نيز باعث
عميقتر شدن شكاف اجتماعي خواهد گشت و به
دنبال آن شكاف اجتماعي به نوبه خود باعث
كسر سود از يك طرف و انباشت در طرف ديگر و
در اين دايره شيطاني ناعدالتي هر روز
بيشتر و بيشتر خواهد شد. محور ديگر افزايش
استثمار وجود كودكان خياباني- زنان
خياباني - عدم امنيت شغلي - كه همگي در
تشديد ناعدالتي و استثمار كارگران و
كارمندان و معلمان دخالت مضاعف دارند.
وهمه اين بلايا توسط طبقه سرمايدار ديكته
و
توسط نمايندگان طبقه فوق به صورت تصويب
قوانين و يا اعمال غير قانوني استثماري به
جامعه بخصوص بر طبقه پايين تحميل مي شود.
باز يادآور مي شويم تنها از طريق ايجاد
تشكلهاي مستقل كارگري- معلمي و كارمندي-
دانشجويي و دانش آموزي مي توان ناعدالتي
را
از بين برد و به دنبال آن استثمار را كمتر
كرد.
محمد اشرفي
6/2/1382 |