Free Web Hosting | free host | Free Web Space | BlueHost Review
 

به سایت محمد اشرفی خوش آمدید

 
 
محمد اشرفی:آقای مهدی ریاضی رفیق عزیز سلام
 

من نامه سرگشاده شمارا که به آقای برهان دیوارگردر رابطه با کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری نوشته بودید خواندم و نیاز است که کمی برایتان بنویسم .من انتقادات شمارا در رابطه با کمیته پی گیری که مشکلات بسیاری دارد تا حدودی می پذیرم .اما در موارد بسیاری بدلیل اینکه از کم وکیف قضیه اطلاع دقیقی ندارید در نتیجه برخی از گفته هایتان نادرست است.من در این نوشته قصد دفاع از فردی یا افرادی را ندارم . اما از مجموعه ای کمیته در مقابل افرادی که حقایق را می دانند ولی پنهان کرده، و یا وارونه ارایه می دهند ، تا باعث گمراهی شما ودیگر رفقا که از نزدیک با کمیته آشنایی ندارید.

شوند ، دفاع میکنم.(( من در رابطه با شما و دیگران فعلا" کاری ندارم ولی اعلام میکنم که یکی از سوغات های حاکمیت دیکتاتوری برای کل جامعه زیر سلطه به خصوص اپوزیسون حاکمیت بیماری سکتاریستی است که از خصلت دیکتاتوری حاکمیت نشات گرفته و بر عمق جامعه تابش میکند و بازتاب آن از درون تشکلهای اپوزیسون ظاهر میگردد . بنابراین در وجود تمام ما و دیگر تشکلها و گروها بلا استثنا رگه های سکتاریسم وجود دارد که این نشانه جامعه ای تحت سلطه سکتاریستی است که به دیگر نقاط نیز انعکاس می یابد در این میان گروهی موفق به خروج از این بیماری خواهد شد که آگاهانه مبارزه کند.))
1- علت اینکه کمیته نتوانست به پیام های حمایت جواب بدهد . حذف از طرف یک نفر نبود بلکه کلیه نمایندگان با هم اختلاف داشتند . به خصوص افرادی که در حال حاضر کناره گیری کرده اند .این افراد دایما" مانع حرکت کمیته بودند.و چون روش اتفاق آراء را برای پیش برد نظرات محفلی خود به کمیته تحمیل کرده بودند . بنابراین تا آخرین لحظه نیز نتوانستند در رابطه با جواب دادن به مکاتبات کمیته به اتفاق آراء برسند .به دنبال آن نتوانستند سخنگو انتخاب کنند.
2- اتفاقا" آقای عظیم زاده با تمام توان سعی می کرد افرادی را که کناره گیری  کرده اند و اطرافیان آنها را در کمیته نگهدارد. حتی به صورت نان قرض دادن در رای گیری ها برایشان آراء جمع می کرد ، یعنی اگر حمایت ایشان از آن افراد نبود آن افراد هیچ وقت نمیتوانستند به اندازه ای که نماینده شوند رای بدست آورند. (( البته حالا به چه دلیل و چگونه ...بماند.))ولی بدنه کمیته به این اعتقاد رسیده بود ، که با وجود این افراد در صدر کمیته . کمیته هیچ وقت نخواهد توانست حتی یک قدم به جلوبردارد.و جالب است که آقای عظیم زاده در مقابل این خواست اعضا مانند بقیه نمایندگان ایستاده بود و از افرادی که مانع حرکت و پویایی کمیته بودند دفاع می کرد. تا اینکه تعدادی از اعضا ی کمیته جدا از نمایندگان تصمیم گرفتند مستقیما" از اعضا بخواهند مجمع عمومی ناتمام چهارم را برگزار کنند.پس از این مورد همین افرادی که شما به عنوان قربانی نام میبرید( مانع برگزاری مجمع عمومی بودند .) و این افراد درست زمانی کناره گیری کردند که خود را در مقابل تصمیم قطعی اعضا مشاهده کردند.در نتیجه متوجه شدند که دیگر امکان ندارد بتوانند مانع بر گزاری مجمع عمومی جهارم شوند .بنابراین اعلام کناره گیری کردند . ولی من  میگویم آنها برای اینکه مجبور به جوابگویی نسبت به اعمال ضد جنبشی خود نشوند و شانه از مسئولیت خالی کنند ، در واقع فرار کردند.
من چهار دلیل عمده برایتان می آورم:
1- همین افرادی که جز ء نمایندگان نیز بودند اجازه ندادند به پیام ها جواب داده شود . بیشتر آنها می گفتند کمیته پیگیری برای جمع آوری امضاء و ارایه ی طومار درست شده بود و چون وظیفه خود را تمام کرده است بنابراین باید کمیته منحل شود.( این موضوع از مجمع عمومی دوم شروع شده بود)
2- دلیل بسیار ی وجود دارد که آقای دیوار گر و بقیه دوستان از تاریخ  برگزار مجمع عمومی اطلاع داشتند.و از آنها چند ین بارتوسط افراد مختلف دعوت به عمل آمده بود.
3- همین آقایان مدت چهار ماه کمیته را به تعطیلی کشاندند تا شاید بتوانند آن را منحل کنند ، یا حداقل از رادیکال شدن آن جلو گیری کنند.( آقای دیوارگر هشت ماه نماینده بود ، ولی فقط در یک جلسه شرکت کرده بود . آیا این یعنی نمایندگی؟)
4- من نامه ای در تاریخ 20/4/1384 به کمیته پیکیری نوشتم که در برخی از سایت ها هنوز وجود دارد.( البته از سایت خود من می توانید استفاده کنید
www.mav2339.150m.com ) برای شما نیز ارسال می کنم.در آن نامه من دقیقا" توضیح دادم که کمیته چه مشکلاتی دارد و اگر بخواهد این مشکلات را حل کند ، باید افرادی که مانع هستند از سمت نمایندگی کنار بروند. و کمیته باید ضمن عبور از مرحله دگر دیسی خود را پالایش کند. و دیدیم تا زمانی که آنها حضور داشتن و کنار نرفته بودند کمیته همچنان تعطیل بود. پس از کناره گیری آنها کمیته جان گرفت خیلی سریع شرو ع به حرکت کرد.
البته نه اینکه دیگر مشکلی نداریم . ولی من نسبت به برطرف شدن آنها احساس خوبی دارم .از طرفی راه  حل مبارزه با حذف گرایی یا فرقه گرای  فرار نیست . کسانی فرار میکنند ، که خود مشکل دارند .که متاسفانه این رفقا منبع مشکلات بودند.
در نهایت از شما خواهش می کنم کمیته را به وجود چند نفر خلاصه نکنید . در درون کمیته مبارزه جهت یافتن مسیر درست همچنان ادامه دارد این نشان می دهد که کمیته زنده و پویاست.
با سپاس محمد اشرفی 10/8/1384

ازمحمد اشرفی به حضور اعضاء محترم کمیته پی گیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری
دوستان و همرزمان سلام:
 جهت روشن شدم برخی ابهامات لازم دیدم پاره ای از مسائل را هرچند به صورت مختصر بیان کنم تا شاید شبهات وسوء تفاهم های ایجاد شده بر طرف گردند.
برخی از دوستان برداشت غلطی از انتقادات دارند ، وانتقادات را دال برتندروی یا عدم شناخت ساختار و ظرفیت  کمیته میدانند. البته دلیل چنین بردلشتهای غلط عنایت به چند جواب ازپیش تعیین شده است که بدون توجه  به اصل ونوع  انتقاد برای تمام انتقادات همان نسخه را می پیچند ودیگر نیازی به بررسی مجدد نمیبینند . و جالب است که جوابهای از پیش بافته شده آنقدر کلی گوئی هستند  که از نظردوستان نه تنها تمامیت کمیته را شامل میشود برخی اوقات جهان شمول هم میشوند. 
 براي شناخت بیشتر کمیته واعضا و بستر موجود اجتماعی بايد اول نيازهاي كه تشكيل كميته را الزامي كرده است. در مرحله دوم افرادي كه كميته را بنيان نهادند شناخت و در مرحله آخر بستري كه كميته در آن مي خواهد حركت كند تحليل كرد بعد از بررسي سه مرحله فوق است كه مي توان در رابطه با ساختار دروني و مسير احتمالي و يا حتي امكان ادامه موجوديت كميته را بررسي كرد. همچنين بعد از اين بررسي ها است كه مي توان درك كرد كه كميته نياز مبرم به دگرديسي دارد در غير اين صورت سريعأ فرو خواهد پاشيد يا اگر نامي از آن باقي بماند جز نام و يك جمع پوشالي هيچ نخواهد بود. كميته اگر بخواهد در مسير جنبش حركتهاي مثبتي انجام بدهد بايد بين نيازهاي كه آن را الزامي كرده است و توانايي و خواستهاي اعضايش و بستري كه در آن جريان خواهد داشت پيوندي ايجاد كند. من در اين نوشته سعي خواهم كرد به مسائل  زير بپرادازم:
1-    كميته پي گيري ... بر مبناي چه الزاماتي موجوديتش ضرورت دارد؟
2-    آيا در مسير جنبش، ساختار فعلي كميته مي تواند پاسخگوی نیازها باشد؟
3-  آيا كميته مي تواند پيوندي بين پوياي و تفاوتهاي مختلف اجتماعي با دگم انديشي اوليه تشكيل دهندگان خود پيوندي برقرار كند، يا در مقابل مانع تراشيهاي محفلي سقط خواهد شد؟
4-    انتقادات من از كميته.
5-    نهايتأ پيشنهاد براي وارد شدن به مرحله گذار از محفل گرائي به بستر سازي اجتماعي جنبش .
دراينكه وجود مجموعه اي به عنوان كلكتور ضرورت حياتي دارد شكي نيست.
اما كميته پي گيري با كمال تأسف  بسيار دير شروع كرده است. چرا كه جنبش بوروژوازي  در ايران سالهاي بسيار طولاني است كه در بستر اجتماعي و در پوشش هاي مختلف بر عليه مردم بخصوص گارگران دسيسه چيني مي كند همانگونه كه نيروهاي چپ در هیئت يك جنبش راديكاليزم الكن بوده است و تابه اين روز نتوانسته در آئينه زمان تمام قد بايستد، در مقابل بوروژوازي نيز دچار چنين مشكلي بوده است ولي بورژوازي بدليل یک اشتراک مشخص بین اعضایش (سود طلبی هرچه بیشتر)بدون توجه به هر مسئله دیگر وبدون توجه به پوششهای مختلف خودكاملأ متحدانه عمل كرده اند هر چند كه در پوشش هاي روبنائي مختلف وارد ميد ان شده اند و در آخرين نمايش درهیبت اصلاحات توانست طبقات نارس اجتماعي را با يك شكل بدوي و بسيار ناهنجار گرد آورد و با همين اتحاد ناهمگون توانسته است جنبش بسيار عظيمي را تدارك ببيند كه هر چند از تشكل هاي يك دست تشكيل نشده اند ولي در هدف تحميل نظرات سود مادي خود به كل اجتماع  متحدانه عمل كرده اند و حتي از طبقه مخالف خود نيز توانسته اند يارگيري كنند. چون بورژوازي باتمام گسترده اي احزاب، سازمانها و گروه هاي حاكم در درون نظام و حتي بخشی از اپوزسيون نظام تشكيل يك جنبش داده است و با چنين جنبشي كه تمام حركاتش به صورت ارگانيك و سيستماتيك پياده كردن نقشه هاي سود طلبانه و انحصارگرايانه است نمي توان با يك حزب، گروه يا سازمان مقابله كرد بلكه تمام احزاب ،گروه ها و سازمانها بايد متحدانه وارد كارزار شوند. يعني تشكيل يك جنبش قدرتمند چپ بدهند. كه يك بخش آن مي تواند تشكل هاي كارگري باشد. با اين اعتبار مي توان قبول كرد كه كميته هر چند يك بخش كوچك ولي نياز مبرم زمانه به جهت بستر سازي جنبش كارگري ضرورت دارد. باز تأكيد مي كنم كه دير شروع شده است.
با ابراز تأسف بايد گفت تشكيل دهندگان اوليه كميته يا خود كساني هستند كه سالهاي سال در مبارزه گرفتار دور تسلسل خود محوری بودند . يا حداقل همان افكاري كه رسوبات سيستم  اسب عصاری را همراه خود دارند ،تشكيل شده است.به همین دلیل است که موجودیت اولیه کمیته با افکار دگماتیسم پنهان ولی با ظاهری تکثر گرایانه تبدیل به مانع سر راه خود کمیته شده است. متأسفانه چندين دهه است كه اين افكار درپیله خود مانده وپوسیده است. حتي با ظاهر زيبايش هميشه پی بهانه اي براي جلوگيري از مردمي شدن فعاليت ها بوده است.  بقدري كه وجود تفاوت ها را نيز تبديل به موانع مي كنند. در پيله ماندگان يا از طريق افرا ط يا از طريق تفريط اعمال انحراف مي كنند. دهه هاي گذشته افراط بود و حالا دچار تفريط شده ايم. تا زماني كه رسوبات انديشه گذشتگان را كاملأ آناليز نكنيم نمي توانيم كميته را از خمودگي و بي تحركي نجات دهيم. اين افراد به بهانه اينكه انديشه هاي متفاوت در ساختار كميته حضور دارند از برخورد اصولي انديشه ها جلوگيري مي كنند و اين باعث بروز ناهنجاري هاي عميق خواهد شد( وقتي در مقابل جريان اجتماعي مانعي گذاشته شود، ايجاد دمل چركين خواهد کرد) و البته درك من اين است كه عده اي وجود انديشه هاي مختلف را به بهانه اي براي اعمال حاكميت خود قرار داده اند و به همين دليل آنها از تدوين نشدن قوانين، اهداف و آئين نامه هاي اجرائي دفاع كرده و ساختار فعلی (هرج و مرج) را در كميته دامن مي زنند تا از آب گل آلود صيد خود را بدست آورند و آن اعمال حاكميت محفلي به سبك ديكتاتوري اقليت برعلیه اكثريت است كه تا به امروز اعمال كرده اند و كلمه اجماع(اتفاق آراء) را نيز ابزاري براي اعمال ديكتاتوري خود قرار داده اند. اين چند نفر با تمام توان دارند از برخورد طبيعي انديشه ها در درون كميته جلوگيري میکنند تا كميته توان پويا نداشته باشد. اگر كميته پويا باشد فقط افرادي مي توانند در آن عرض اندام كنند كه قدرت فعاليت و افكار منطبق با نيازهاي جنبش داشته باشند در حاليكه افراد فعلی حتي اعمالي كه بسيار ســـاده بودند نيز انجام نداده اند ( مصداق هاي اين گفته در پي خواهد آمد). بنابراين با اين افراد هيچ گاه نخواهيم توانست گامي به جلو برداريم يا اثر مثبتي در جنبش کارگري بگذاريم. چرا كه اين افراد دائمأ مواظب هستند كه موقعيت خود  و جمع مطبوعشان به خطر نيافتد. همين كه احساس خطر بكنند گارد خواهند گرفت و براي فرار از افشا شدن همه چيز را به تعطیلي خواهند كشاند. بنابراين تا زماني كه كميته از مرحله دگرديسي عبور نكند نميتواند هيچ پیوندی در هیچ  مرتبه اي و سطحي ايجاد كند. و در حال حاضر كميته در حال سقط جنين است .اگر نجاتش ندهيم دچار مرگي خواهد شد كه باروري را شايد چند سال دچار مشكل كند.
من انتقادات خود را در چهار دسته تقسيم مي كنم:
1-    كميته از نظر ساختاري محفلي است و خود مانع در مسير هدف خودش شده است.
2-    بدليل عدم تدوين قوانين و آئين نامه ها و پيمان نامه هاي شرح وظايف دچار هرج و مرج است.
3-  به دلیل عدم تقسيم كارها و عدم ايجاد مشاركت بين كليه اعضاء امكان پويائي و رشد در اعضاء ايجاد نشده است و همين موضوع نشانه افكار سلطه طلبانه است كه نياز به پالايش دارد.
4-  عدم وجود ساختاري انتقادي مشخصي باعث گرديده از يك طرف مسئولين احساس جوابگوئي نكنند و از طرف ديگر منتقدين به  اجبار از هر فرصتي براي ابراز انتقاد خود استفاده كنند.بنابراين برآيند اين دو گونه برخورد هميشه چالش زا خواهد بود.
اين چهار مورد انتقادات كلي بنده به كل كميته است.
اما آنچه در زير مي آيند مختص چند نفر است كه در واقع اعمال آنها نتيجه چنين سيستمي مي باشد.
من نمي گويم چرا كميته نتوانسته حقوق كارگران را افزايش بدهد، من نمي گويم چرا كميته قوانين ضد كارگر را لغو نمي كند، من نمي گويم كمــيته چــرا تشكل هـــاي كارگري را تشكيل نمي دهد، من نمي‌گويم چرا كميته راه پيمائي و تظاهرات نميكند و...
بلكه من مي گويم كميته چرا براي ايجاد تشكل هاي كارگري هيچ تماسي نگرفته است.
من مي گويم چرا كميته تقسيم كار نمي كند آيا سران كميته از وارد شدن بقيه اعضاء به عنوان فعالين مستقيم كميته وحشت دارند. من مي گويم چرا كميته شرح وظايف براي نمايندگان و اعضاء نمي نويسند. من مي گويم چرا كميته بخش‌هاي مختلف از بين اعضاء تشكيل نمي دهد. من مي گويم چرا كميته به اصل پذيرفته شده در تمام دنيا به عنوان ركن اصلي دموكراسي یعنی تابعيت از راي اكثريت پيروي نمي كند، من مي گويم چرا نمايندگان كميته دقيقأ وظايفي را كه خودشان براي خود تصويب مي كنند ولي خود اجرا نمي كنند. من مي گويم چرا اعضاء كميته  كارهاي كوچك را كه حتمأ توانايي انجامش را دارند و حتمأ در مورد آنها   اجماع        دارند ولي به عنوان وظيفه انجام نمي دهند. من مي گويم چرا نمايندگان كارهايي را كه مي توانستند انجام بدهند ولي انجام نداده اند.و در جلسات وانمود مي كنند كه انجام داده‌اند. من مي گويم چرا تعداد انگشت شماری از اعضاء كميته با بقيه اعضاء با تمسخر برخورد مي كنند و آنها را نادان به حساب مي آورند.
در زير موارد عینی تری  را برايتان مي نويسم:
1-  قرار بود براي مراسم اول ماه مه بروشوري كه در يك طرف قطعنامه و در طرف ديگر لوگو، سرود انترناسيونال و ريز برنامه هايي مراسم نوشته شود، اين تصميم نمايند گان بود اما اجرا نشد . بايد مشخص شود چرا انجام نشده است؟
2-  قرار بود مقاله ها پنج شنبه جمع آوري شوند چرا نشد؟(جالب است بدانیم فقط یک نفر به موقع مقاله خود را ارایه داد که او جزوء نمایندگان نبود)
3-  قرار بود دو نفر از نمایندگان هر کدام یک نفر جهت  مجري آماده نمایند اما هر دو درست شب آخر اعلام کردند که موفق به تماس با طرفهای مقابل نشدند .
4-  قرار بود یکی دیگر از نمایندگان  شعرهای از طریق ایمیل  بفرستند چرا تا 3 نصف شب نفرستاذه  بود؟
5-  قرار بود سه نفر به عنوان مسئولین برگزاری انتخاب شوند ولی این افراد درست در آخرین لحظات انتخاب شدند ، البته جالبتر اینکه یکی از انتخاب شده ها غایب بوده است. بر داشت من از این انتخاب این گونه است که نمایندگان به عمد سهل انگاری کردند تا وضعیت بحرانی شود در نتیجه کسی از ترس گرفتار شدن در افتضاح مراسم پیش قدم نشود ، تا مبادا درون جرگه شان نا محرمی وارد گردد.
اینها کار های بسیار کوچک هستند که نه مشکل ساختاری دارند، نه نیاز به اجماع دارند، و نه خارج از ظرفیت کمیته هستند.فقط( مشت نمونه ای هستند از خروار) عدم انجام وظیفه هست، که دهها مورد دیگر را در رابطه با مراسم اول ماه مه میتوان نام برد. حال سوال این است (افرادی که چنین کار های کوچکی را انجام نداده اند چه گونه میخواهند وظایف بزرگتری را انجام بدهند.) جالبتر است بدانیم که افراد غیر نماینده بیشتر و بموقع کار های محوله را نسبت به نمایندگان انجام داده اند.
موارد بسيار زياد ديگري نيز وجود دارند و همگي مي دانيم اين كارها بسيار ساده بودند و هيچ ربطي به نبود اجماع يا وجود انديشه هاي مختلف ندارند. فقط و فقط عدم انجام اين كارهاي كوچك را مي توان با بي مبالاتي و بي ارزش دانستن كميته و اعضاء آن توجيه كرد. ممكن است بفرمائيد وقت نداشتيم اگر براي كارهاي بسيار كوچك مانند آنها كه در بالا بيان شد وقت نداشتيد ، پس چه گونه  مي توانيد ادعا كنيد كه مي‌خواهيد براي تشكل هاي كارگري بستر سازي كنيد؟
كاري را كه انسانهاي پاک باز هنوز نتوانسته اند انجام بدهند.  شما كه توان انجام يك تلفن زدن را نداريد آيا عاقلانه نيست كه پيش قدم نشويد. وقتي حتي كارهاي كوچك را انجام نمي دهيد و باز هم براي نمايندگي پيش قدم مي شود فقط اين معنا را دارد كه مي خواهيد از جمع سوء استفاده شخصي يا محفلي بكنيد. در مقابل چنين اعمالی وقتي از شما بدليل عدم انجام وظيفه انتقاد مي شود شروع مي كنيد به پنهان کردن واقعیتها ووارونه جلوه داددن حقایق و ... چگونه بايد با شما كنار آمد؟
من پیشنهاد میکنم، براي اينكه بتوانيم كميته را يك قدم به جلو ببريم بايد:
1-    تقسيم كار نمائيم.
2-    تمام اعضاء را وارد بازي كنيم.
3-    بخش هاي مختلف براي انجام وظايف مختلف تشكيل دهيم.
4-  اهداف خود را دقيقا تدوين كنيم و آئين نامه‌هاي مختلف ، چه اجرائي، چه انظباطي، چه تعريفي را تدوين كنيم.
5-    طرح هاي برقراري ارتباط با بيرون كميته را طراحي كنيم.
6-    بخشي از كميته را به جهت انجام مأموريتهاي ایجاد تشكل هاي كارگري آماده نمائيم.
7-  بخش ديگري از كميته را براي جمع آوري اطلاعات و پردازش آنها و بازخورد نتايج آنها را در درون كميته مأمور كنيم.
8-  بخشي را نيز جهت ايجاد ارتباط انديشه اي و هدايت طبيعي برخورد انديشه هاي داخل كميته مشخص كنيم.
9-  ابزارهاي ارتباطي و روابط اجتماعي داخل و بيرون كميته را در حد توانمان ايجاد كنيم اگر چنين كنيم مي توانيم اميدوار باشيم و لا غير.
 لازم به تذكر است كه بايد مشخص كرد كه جلسات كميته پي گيري از كدام جنس است. من مي گويم جلسات كميته پارتي يا جلسه وقت گذاري اشراف و پارتي هاي سرمايه داري نيست كه از رنگ موي سر و گربه هاي ملوس و سنگهاي  پشمالو یشان براي يكديگر تعريف كنند. يا لباسهاي حريرشان را به رخ هم بكشند و شوخي هاي مليحانه بكنند، جلسه عارفانه روشنفكري هم نيست كه در درون دود غليظ سيگار از ميان لبهاي كبود شده متمايل به زرد ، حلقه هاي متنوع مي سازند و در ميان بوي تند قهوه متلك هاي شاعرانه نثار هم مي‌كنند و با عشوه هاي بورژوازي كرامات خود را به رخ يكديگر مي كشند. جلسات جوانان امروزي هم نيست ازبدو        تشكیل اش قصد خوش گذراني و باري به هر جهت باشد. حتي ان جي او هم نيست ، تا چند جوان جوياي نام ولي ترسو كه نمي توانند در مبارزات اجتماعي وارد شوند با ايجاد يك ان جي او حس عدالت طلبي و مبارزه جويي خود را ارضاء كرده و خود را در چنبره عشوه هاي بورژوازي مشغول می كنند.
جلسات كميته، جلسه كارگري يا حداقل جلسه فعالين كارگري است ، هم چنان كه كارگران در سيطره دود و آهن و در ميان چرج و دنده ها با خشونت تمام درگير هستند و ترق و تورق شكستن استخوانهاي خود را از وراي دهليزهاي دهشتناك و تونلهاي سود طلبي سرمايه داري مي شنود، آنجائي كه هيچ گونه لطا فتي در كار نيست، شكستن عريان است، شكسته شدن عريان است، غارت و چپاول عريان است،بنابراين فرياد عليه ظلم نيز بايد عريان و بدون تعارف وبدون عشوه باشد. بدون ملاحظه كاري هاي روشنفكرانه و بدون فريب كاري سرمايه دارارنه و بدون وقت كشيهاي نجيب زادگي و بدون فريب‌كاري عليه خود و جامع مرجع و كاملا روشن و واضح باشد. در آینده توضیحات دیگری نیز ارسال خواهم کرد.
امیدوارم با دید روشنتری موضوع را بررسی کنید.
با سپاس فراوان محمد اشرفی
20 /4/1384