|
امنیت سرمایه( نمایشگاه کوچک- کرامت
انسانی)
چند روز اخیرمرکز تهران (نزدیکی دانشگاه
تهران) شاهد برگزاری دو نمایشگاه هم زمان
بوده است، که هرکدام از آنها دارای مشخصات
زیر هستند:
1-
رسمی 2- بزرگ (به وسعت یک چهارم پارک لاله
) 3-
مستقر در پارک لاله 4- دارای ایستگاه
صلواتی 5- برگزاری بااختیار آزاد برگزار
کنندگان 6- تبلیغی و دارای وجه کسب
اعتبار7- فضا سازی با داربست و چادر دارای
سقف و
دیوار 8- یکی از نتایج جنگ تحمیلی و
متجاوزانه عراق علیه ایران است.
مشخصات نمایشگاه دوم: 1- غیر رسمی 2-
کوچک(به
وسعت 9 متر مربع از پیاده رو) 3- مستقر در
خیابان 16 آذر نبش جنوبی عبدی نژاد 4-
هزینه های مالی صفر 5- برگزاری به اجبار
(از روی ناچاری) 6- هرنگاه با خجالت و
شرمندگی 7- فضا سازی با لوازم منزل رنگ
ورورفته بدون سقف با چهاردیواری که از
پشتی
ها -چادر نماز وملحفه ساخته شده 8- یکی از
نتایج جنگ طبقاتی و تجاوز سرمایداری
برعلیه حق و حقوق فقرا است.
همانگونه که این دو نمایش روش - تاکتیک
واهداف متفاوت با هم دارند، تماشا
گرانشان نیز حس و نوع برخورد متفاوتی با
هم
دارند.درمورد نمایشگاه اول سه گروه با سه
برخورد دیده می شود: 1- افرادیکه وارد
چادرها می شوند و با حس شادی، غرور یا غم
یا کنجکاوی تماشا میکنند. 2- افرادی که بی
تفاوت راه خود را کج کرده طوری عبور می
کنند که پنداری اصلا" متوجه نمایشگاه نشده
اند 3- افرادی که راه خود را کج کرده
ازکنار چادرها می گذرند ولی با ناراحتی
.
نمایشگاه دوم یک حس اضافی درتمام افراد به
صورت پنهان ایجاد می کند، ولو به مدت چند
لحظه کوتاه.( آن حس شرم است.) حس شرم از
بی تفاوتی خود ودیگران. و البته گروه سوم
این نمایشگاه با شهرداری و مسئولین شهر
تماس گرفته اعتراضی می کنند، که چهره
شهرباوجود این خانواده مخدوش و نازیبا شده
است. هر چه زودتر جمع کنید. درهر حال این
نمایشگاه کوچک یک خانواده بی خانمان است،
که اثاث آنهارا از منزلی که در اختیار شان
بوده بیرون ریختند. و در کنار خیابان در
درون چهاردیواری که از لوازم منزل
ورختخواب درست شده، و درب ورودی آن یک
چادر نماز
است، بدون سقف با دیوارهای کوتاه( که هیچ
گونه امنیتی را از دید دیگران ایجاد نمی
کنند.) تشکیل شده. و این عدم امنیت نتیجه
ایجاد امنیت سرمایه است. بدین ترتیب هزینه
امنیت سرمایه پایمال شدن کرامت انسانی
است. که بسیاری از محافظه کاران واصلاح
طلبان
ابزار و شعار تبلیغاتی خود برای دست یابی
به قدرت کرده اند. دراین وانفسای حمایت از
سرمایه، تصویب قوانین بهره کشی و سرکوب
فقرا و طبقه کارگر، داشتن انتظار عدالت و
اعمال عدالت طلبانه از قدرتمندان انتظاری
حماقت آمیز است. که آنها خود با قوانین و
اعمالشان ثابت کرده اند که آنچه به دنبالش
هستند، همین ناعدالتی وشکاف طبقاتی است.
که هر روز بیشترو بیشترمی شود. اما باید
از خود پرسید، مردم را چه شده است. بخصوص
دانشجویان و دانش آموزان و معلمان را چه
شده است. که هیچ حساسیتی درمقابل چنین
نشانه های افول کرامت انسانی از خود نشان
نمی دهند . جالب است، بدانیم این نمایشگاه
کوچک درست درکنار دانشگاهی برگزار می شود،
که ذره به ذره خاک آن آغشته به خون حق
طلبان وعدالت خواهان است. وحالا رهگذران
با بی تفاوتی از کنار این نمایشگاه می
گذرند، و حتی بیشتر آنها نیم نگاه هم نثار
آن نمایشگاه( برزخ کرامت انسانی) که
آبشخورش عدم غیرت انسانی است، نمی کنند.
سه گروه دانشجو ازکنار این نمایش می
گذرند1- دانشجویانی که بدنه و حامی بخش
محافظه کاران هستند. 2- دانشجویانی که
حامی
و بدنه بخش اصلاح طلبان هستند. 3-
دانشجویانی که نیروی سوم بوده و به هیچ
کدام از
دو بخش تعلق ندارند، بلکه رادیکال و
آزادمنش هستند. از دو گروه اول و دوم
نباید
انتظاری داشت. ولی گروه سوم که همیشه
درمقابل ظلم و ستم و شکافهای طبقاتی
حساسیت
بسیاری از خود نشان می دادند، حالا چه شده
ا ست. آیا آنها نیز آلوده تفکر حفظ وضعیت
موجود شده اند. یا آلوده به عشوه های
بورزوازی که دیگر عدالت اجتماعی را درک
نمی
کنند. دراین حال احساس شرمندگی درتاروپود
انسانی ریشه می دواند، وقتی که جو
دانشجویی و دانشگاهی فعلی را با جو
دانشجویی و دانشگاهی دهه های 30-40 و 50
مقایسه
می کنیم. دانشجویانی که زندگی و تمام وجود
خود را برای احقاق حق وعدالت حلبی آبادها
فدا می کردند و حالا دانشجویانی ازهمان
لحظه ورود به دانشگاه به فکر ایجاد
تشکیلات
رانتی جهت خود وقشر خود است، و جالب است
بدانیم طبقه سرمایدار و بورژوا و تمام
آنهایی که برای امنیت سرمایه سینه می
زنند، ازتشکلهای که قشری و رانتی می
باشند، با
تمام وجود حمایت می کنند. و همیشه تلاش
دارند حساسیت دانشجویان را نسبت به مسائل
اجتماعی - و ناعدالتیها هرچه کم
رنگترکنند. چون درصورت حساسیت دانشجویان
نسبت به
مسائل اجتماعی دانشگاه را دوباره مرکز
مبارزه و عدالت خواهی خواهد کرد. به همین
خاطر روشنفکران سرمایداری استادان و
بسیاری از دست اندرکاران امنیت سرمایه
تلاش می
کند، دانشجویان را اخوش کرده و جنبش
دانشجوئی را متلاشی یا به بیراهه بکشانند،
و
جودانشگاه را به بازار بورس و دلالی همسو
با رویه بازار با سود کلان که در آن
انسانیت و کرامت انسانی نابوده شده و
انسان گرگ انسان است، با چهره ای پیراسته
به
نقاب های بالماسکه تبدیل نماید. شاید
اینگونه برداشت شود، که از منطق دور شده
وبه
احساسات نزدیک شده ام ولی اینطور نیست
بلکه برای کوتاه شدن سخن موارد منطقی را
به
ظواهر احساسی بیان کردم. از طرفی اگر
نتوانیم بین منطق خود و احساسمان که نزدیک
به
عدالت خواهی است پل ارتباطی برقرار کنیم
مسلما" دچار منطق ماکیاولی خواهیم
شد.بنابراین لازم است انسان برای رسیدن به
احساسات پاک انسانی (کرامت انسانی ) از
منطق استفاده کند، چون منطق فی نفسه هدف
نیست. بلکه مانند همه مقوله های دیگر
وسیله
برای رسیدن به حق و عدالت و حقیقت است. به
هر صورت نهایت کلام این است، که باید
فرقی بین دانشجویان طرفدار سیرمایه و قدرت
با دانشجویان طرفدار عدالت و آزادی وجود
داشته باشد. و چنین تفاوتی را فقط و فقط
به صورت عکس العمل این دو گروه درمقابل
چنین نمایشگاهی که مشتی است، به عنوان
نمونه از خروار می توان دید. بنابراین
دانشجویان رایدکال سیاسی و معتقد به
مبارزه تشکیلاتی بخصوص دانشجویان هوادار
چپ
باید دارای حساسیت باشند درغیر این صورت
رادیکال بودن آنها بی معنی
خواهدبود.
محمد اشرفي 15/7/1381
|