|
اينجا نهادهاي مدني
وظايفشان
را معكوس
انجام ميدهند
ميگويم درجامعه ما آزادي
ودمكراسي
وجود دارد، ويكي از مباهات
و افتخارات خود ميدانيم و بيشتر مسئولين
كشور در
سخنرانيهاي خود وجود
اعتراضات را دليل بر وجود آزادي و دمكراسي
دانسته و وسيله
تبليغ خود قرار ميدهند.
اما بهتر است بدانيم اعتراض عكس العملي
است در مقابل عمل
غير قانوني، ناعادلانه
وظالمانه قدرت نسبت به اقشار جامعه، و نوع
اعتراض و ميزان
خشونت به كار رفته درآن
دقيقا" تابعي است از نوع وميزان تخلف و
ستم بكار رفته از
جانب قدرت. از طرفي آزادي
و دمكراسي هر كدام نمادها ونشانه هاي
دارند كه اگر در يك
جامعه آن نمادها و نشانه
ها نباشند يا ناقص باشند نشان دهنده عدم
وجود آزادي و
دمكراسي در آن جامعه است.
يكي از نشانه هاي آزادي و دمكراسي كه در
هر دو مشترك نيز
است، حق داشتن هر گونه
(صنفي وسياسي و...) اعتراض توسط هر قشري
از جامعه است، داشتن
حق تشكيل احزاب آزاد
ومستقل، داشتن حق تشكيل اتحاديه ها-
شوراها و سنديكاهاي آزاد و
مستقل. هر انسان شرافتمندي
ميداند كه درايران هيچكدام از اينها وجود
ندارد، شايد
اين توهم پيش آيد كه
قشرهاي مختلف بارها اعتراض كردند و
تظاهراتي راه انداخته اند
پس يكي از نشانه ها وجود
دارد، ما مي گويم اين در واقع تبليغ غلط
ويك توهم است چرا
كه در بدترين كشورها نيز
تظاهرات راه مي افتد اما تظاهرات در يك
كشور آزاد با
تظاهرات دريك كشور غير
آزاد يك فرق عمده دارد وآن در نتيجه آنها
است نتيجه تظاهرات
كشور آزاد حداقل مذاكره
طرفين و بدست آمدن مقداري از حق براي
معترضين است. ونتيجه
بدست آمده از تظاهرات در
يك كشور غير آزاد دستگيري معترضين -
زنداني كردن آنها
-
كشته و زخمي دشن معترضين -
برچسب زدن به معترضين وغيره كه البته هر
چه درصد خشونت
دوطرف دريك اعتراض بيشتر
باشد خود نشان دهنده كمبود آزادي و
دمكراسي درآن كشوراست
باتوضيح بالا ميتوان به
راحتي تشخيص داد كه ايران در كدام يك از
گروهها قرار دارد.
جالب است بدانيم كه براي
بررسي يك اعتراض يا اغتشاش در ايران حتي
مطبوعات كه
ظاهرا"وجدان بيدار جامعه
محسوب مي شوند ، كاملا"جانبدارانه و تحت
تسلط قدرت
اعتراضات را بررسي ميكنند
مثلا"براي بررسي يك اعتراض با مخالفين
اعتر اض مصاحبه
ميكنند و هر چه آنها تحميل
ميكنند بخورد مردم مي دهند، درحالي كه اگر
اين نشريات
متعلق به يك كشور آزاد
باشند ضمن اينكه از مخالفين اعتراض سوال
ميكنند از خود
معترضين وحتي اخلالگران
نيز مي پرسند كه به چه چيزي اعتراض داريد،
يا به چه دليل
اخلال كرديد. اين نيز دليل
ديگر عدم وجود دمكراسي است.( البته اينجا
نيز يك توهم
است كه بايد روشن شود و آن
اين است كه برخي تبليغ مي كنند كه چون از
مسئولين سوال
مي شود و آن ها پاسخگو
هستند پس دمكراسي هست بايد گفت آنچه آنها
پاسخ مي دهند در
واقع چيزي نيست كه مربوط
به دمكراسي يا آزادي باشد بلكه آنها براي
پاك كردن صورت
مسئله و وارونه كردن قضيه
به صورت يك جانبه وبدون تحت فشار بودن
شروع به تبليغ خود
و خواسته خود با سواستفاده
از قدرت ومحور ها ونهادهاي مدني بر عليه
مدنيت مي كنند.
بنابراين نمي توانيم اين
گونه پرسشگري و جواب گوي را نشانه دمكراسي
بدانيم چون نه
اجازه داريم و نه مايل
هستيم كه از معترضين بپرسيم و بنويسيم
همانگونه كه گفته شد
اين مايل نبودن و اين
اجازه نداشتن دليل محكمي بر عدم وجود
دمكراسي و آزادي است و
در واقع اصل اعتراضات بر
عليه همين عدم وجود است). ميدانيم در يك
جامعه آزاد و
دمكرات همه گونه اعتراض
(سياسي -صنفي - مبارزات با قدرت - تغيير
قدرت- و... ) حق
مسلم همه اقشار و همه مردم
است. از خود بايد بپرسيم كه چرا در ايران
معترضين قبل و
بعد از اعتراض سعي وافري
دارند كه اعتراض خود را صنفي نشان دهند و
همه وهمه از
اعتراضات سيلسي برائت مي
جويند. چرا كه مردم و اقشار ازاعتراضات
سياسي فرار ميكنند.
ما ميگويم در جامعه ايران
جا افتاده است كه تمامت خواهان و سلطه
طلبان كساني را كه
اعتراض خود را مبارزه
سياسي بنامند با شديدترين صورت ممكن
موردتهاجم قرار مي دهند
كه نمونه هاي بسياري ديده
شده است. و اين نيز دليل ديگري بر عدم
وجود دمكراسي و
آزادي است.
محمد اشرفي 22/1/1381
|