|
پیامی که انتخابات تهران
در برداشت
بالاخره انتخابات شوراها تمام شد. و
آنچه که ماند نتایج هشدار دهنده آن است،
که در درون خود تاریخ گذشته را که خود نتیجه آن گذشته است دارد. و همچنین آبستن آینده ای است
که به هرصورت تمام پدیده ها
و قشرها و گروه ها را تحت تاثیر عمیق قرار
خواهد داد، و این تاثیر به قدری خواهد
بود که آینده به هیچ عنوان مانند گذشته و
حال نخواهد بود. درحال حاضر هر کدام از نیروهای محافظه کار گرفته تا اصلاح طلبان- اپوزیسیون
داخل و همین طور اپوزیسیون
خارج و حتی کشورهای دیگر نتیجه انتخابات و
تاثیرات احتمالی آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهند دادَ، و روش - تاکتیها و برخی
استراتژی خود را تغییر داده با
صورتهای احتمالی پدیده های نوظهور در
آینده که متاثر از نتیجه همین انتخابات
است، خواهد بود. به این اعتبار لازم است بدون حب و بغض- بدون
پیش داوریهای له و علیه
-
بدون اندیشه های قالب بندی شده و دگم این
انتخابات را مورد تحلیل قرار دهیم. البته
فرصت لازم هنوز مهیا نشده است که بتوان یک
تجزیه و تحلیل همه جانبه ارایه داد، با اطلاعات اولیه ای که از طریق نهادهای رسمی قابل اعلام
بوده و اعلام شده است(که داده
های آماری می باشند هنوز بسیار کم وناقص
هستند) با این داده های آماری فقط می توان بررسیهای کلی را انجام داد، و آنچه بدست می آید نتیجه
کلی خواهد بود(برای بررسیهای
گسترده و دقیق باید منتظر داده ها و
اطلاعات خام بیشتر و ریزتری باشیم) در هر
حال ، و در یک گفتار کلی این انتخابات سرد یخ زده ، نتیجه
عملکرد بیست ودو سال به طور عام
و پنج سال اخیر به طور خاص بوده است.
نتیجه ای که در بطن خود دارای پیامهای
بسیار
واضح و روشن است. یکی از پیام ها شکست
کلیه جناحهای درون و بیرون نظام است.
اصلاح طلبان درانتخابات حضور گسترده داشتند - محافظه کاران در
حد وزن خود شرکت کردند- به
هرصورت اپوزیسیون نیز حضور داشت و ظاهرا"
مستقلها نیز بودند(مردم می دانند که
مستقلی وجود ندارد) ولی هیچ کدام اقبالی
کسب نکردند. درواقع کاندیدای دارای
مشروعیت مردم حضور نداشت. و بدنبال آن همه ای جناحهای نامبرده که
کاندیداهای معرفی کرده و
در لیست های ائتلافی خود دچار اخطلاط شده
بودند، جواب عدم مشروعیت دریافت
کردند.
دیگر اینکه نتیجه انتخابات نشان داد
که مردم خیلی بیشتر از آنکه جناحها می
توانند به مردم ارایه دهند مطالبات دارند-
مردم خیلی بیشتر از آنکه این جناحها
مایلند پیش بروند، پیشرو می خواهند. که
حتی
درمیان اپوزیسیون نیز یافت نمی شود. از
طرفی ظاهرا" محافظه کاران پیروز شدند، اما باید اعتراف کرد که شکست اصلی و نهایی نسیب مخافظه کاران
خواهد شد. این انتخابات
نشان داد که مردم بسیار جلوتر از جناحها
هستند. در این حال فرض می گیریم اپوزیسیون داخل می خواهد به مردم نزدیک شده و دوشادوش آنها حرکت
کرده و به مقدارx مشروعیت کسب
کنند ، باید دو برابر نسبت به حالت کنونی
خود پیشرو تر شود (با این پیش فرض بقیه را
اگر بررسی کنیم به صورت زیر خواهد بود) :
جناح چپ اصلاح طلبان چهار برابر - جناح راست اصلاح طلبان هشت برابر و در نهایت محافظه کاران
حداقل شانزده برابر بایداز
اندیشه های فعلی خود جدا شوند تا بتوانند
به اندیشه و میزان مطالبات مردم نزدیک
شوند. و این یعنی خانه تکانی صد در صد.
یعنی به هم ریختن تمام بنیان- ارکان و هرآنچه که زیر بنای معنوی- سیاسی و اقتصادی و منافع فردی
و قشری محافظه کاران برآن
استوار است. با کمال تاسف در این آشفته
بازار و عدم مشروعیت، همه ای آنچه که
موجود است، و عدم در دسترس بودن آنچه که باید باشد. (یعنی
فروپاشی اجتماعی به دنبال
فروپاشی اقتصادی که زمینه های ظهور آن
کاملا" مشهود است) نشات گرفته و هر روز
شتاب بیشتری می یابد. در نگاه اول این گفته های کلی غیر منطقی
و بدون دلیل به نظر می
رسند. ولی توجه کنید: بیشتر روزنامه ها،
رادیو و تلویزیون دراقلام نتایج سعی می کنند کل آرای استخراج شده از صندوقها را بیان نکنند و
فقط به تعداد آرای کسب شده
توسط برندگان اکتفا می کنند.) در تهران
حدود پانصد تا ششصد هزار رای از صندوق
استخراج شده است. از تهرانی که بیش از هفت
میلیون نفر جمعیت دارد. اگر دستکم عمر متوسط تهرانیها را شصت و پنج سال فرض کنیم افرادی که حق
رای می توانند داشته باشند
پنج میلیون و دویست و پنجاه هزار نفر
خواهند بود، و حال آنکه فقط ششصد هزار نفر شرکت کرده اند یعنی آتش زیر خاکستر که هر لحظه میتواند
مانند سال هفتاد و شش خودی
نشان بدهد.) از طرفی میدانیم طبق عرف بین
المللی کمتر از 48% درصد استخراج رای از صدوقها نشانه نارضایتی و عدم مشروعیت است. و حال آنکه ما
فقط توانستیم 6/9 % به دست
آوریم.
حال نگاه کنیم به پیروزی محافظه کاران
می دانیم محافظه کاران - اصلاح طلبان و
اپوزیسیون هر کدام دارای رای دهندگان سنتی
و سیستماتیک و تشکیلاتی منسجم هستند. و همچنین در بدنه های
خود ریزشهای بسیار داشته
اند. هرچند ریزش محافظه کاران کمتر
است(چون به طور سنتی می دانند پابرجایی
وضعیت
موجود یعنی حفظ منافع خود و قشر مطبوع خود
است ) ولی آنها وارث ریزش بیست و سه ساله هستند. یکی از علل پیروزی محافظه کاران همین است . ریزش
بسیار زیاد بدنه جناح اصلاح
طلب و عدم توانائی جذب آنها توسط
اپوزیسیون داخل. دومین علت که برای اثبات
نیاز به بررسی اطلاعات و داده های ریزتر و دقیقتر دارد، و آن
آماده بودن لیست اعلام شده قبل
از شمارش آرا می باشد. یکی از دلیل عمده
جهت اثبات نظریه بالا بررسی ریاضی است. ما اگر در کل جامعه بدنه محافظه کاران را دست بالا 30% در
نظر بگیریم و هفتاد درصد
بدنه دوجناح دیگر خواهد بود و اگر بپذیریم
ریزش محافظه کاران 10% و دوجناح دیگر
(اصلاح
طلب و اپوزیسیون) 60% باشد، باز هم با در
نظر گرفتن بررسیهای آماری و ریاضی نتیجه می توان گرفت که باید افراد شناخته شده و
کاندیداهای مشترک از جناح اصلاح طلب
و اپوزیسیون از ردیف هفتم به بعد را اشغال
می کردند.(30% کل رای دهندگان می شود
1575000
رای که بعد کسر ریزش محافظه کاران 20% این تعداد می شود 315000
رای و ا
زطرفی 70% درصد برای اصلاح طلبان و
اپوزیسیون می شود 3675000 رای که اگر 60%
ریزش
آن را کسر کنیم می شود 367500 رای که باز
هم از محافظه کاران بیشتر است. و چون کاندیداهای محافظه کاران کمتر از جناحهای دیگر آنها کمتر
دچار پراکندگی می گردند.
ولی در همین حین باید کاندیدهای مشترک
اصلاح طلبان را مدنظر قرارداد که در بیشتر لیستها بوده اند بنابراین پراکندگی را از بین می برد و
این دلیل محکمی بر غیر واقعی
بودن نتایج اعلام شده می باشد. حال اگر
بپذیریم که آرای اصلاح طلبان پراکنده شده
است و این پراکندگی را به نسبت سه به یک
درنظر بگیریم باید افراد شاخص لیستهای اصلاح طلبان حداقل هر کدام 122500 رای می آوردند(افرادی
مانند اصغر زاده - داوودی
مهاجر- حکیمی پور- لطفی-توسلی و...) و
بالاتر از نفر هفتم لیست اعلام شده که
98390 رای آورده است قرار می گرفتند. و حال که می بینیم چنین
نشده است.
البته ممکن است این شبهه پیش آید که
چرا هیچ کس اعتراض نمی کند، و حتی شکست
خوردگان به پیروز شدگان تبریک می گویند.
دلیل بسیاری وجود دارد ولی در حال حاضر
دو دلیل عمده بارز است یک فعلا" شوکه شده اند، دوم به شکست عمومی و درونی پی برده اند، که شکست
آنها در پی پیروزی واقعی حریف
نیست بلکه نتیجه شکست کل است که نتیجه
اعلام شده در مقابل آن بسیار کوچک و ناچیز است . و حرکت اجتماعی از کنترل خارج شده و در درون
اجتماع به صورت پنهان با شدت و
شتاب فزاینده ای جریان دارد که این شکست
از نتایج اولیه آن است.و در نهایت
اعتراضات اول از سوی عناصر رادیکال اپوزیسیون و بعد از طرف بسیاری
در چند روز آینده شروع
خواهد شد. به هر صورت امید است که هر چه
زودتر وقبل از اینکه دچار فرو پاشی
اجتماعی واقتصادی و به دنبال آن فروپاشی سیاسی شویم حرکت شتابنده
اجتماعی را در یافته و خود
را متحول کرده به آن برسیم. درغیر این
صورت...
محمد اشرفي
|